بررسی معناداری عشق به خداوند در آثار روزبهان بقلی و زمینه های کلامی و عرفانی آن

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه، دانشکده الهیات و معارف اسلامی ، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فلسفه و دین، دانشکده الهیات و معارف اسلامی ، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

doi
10.48308/jipt.2024.235144.1509
چکیده

تعبیر عشق الهی نزد روزبهان بقلی، بیانی مفهومی-انتزاعی نیست، بلکه حاصل مواجهه و تجربه خداوند در تصاویر زیبا به‌همراه احوال شورانگیز است. گرچه وی همواره تصریح به تنزیه و تعالی ذاتی الهی و رد تجسیم و تشبیه دارد، اما از منظر تحلیل ساختارگرایانه در نظریات تجربه دینی، تحقق این تجربه با زمینه‌هایی همچون جمال‌گرایی و باور به نظریات رؤیت اشعری و التباس عرفانی سازگار است. روزبهان متعلق عشق را زیبایی می‌داند و در عشق الهی نیز زیبایی به معنای محسوسش محوریت دارد و به معانی دیگری چون خیر و کمال تأویل نمی‌گردد. او اشعری مسلک است و اشاعره قائل به رؤیت‌پذیری خداوند هستند. خدای اشاعره، متعالی از قوانین منطق، قادر بر هر فعلی است و لذا در عین تعالی وجودی، قدرت بر آن دارد که تا ساحت رؤیت و معرفت انسان فرود آید. بنابر نظریه التباس عارفان، ربوبیت الهی، می‌تواند موجب تجلی او در اشیاء و صور مرئی گردد و البته این تجلی، معرفت‌شناختی است و نه وجودی. از مجموعه این زمینه‌ها، عشق به خداوند، به مفهوم متعارف بیناشخصی تعبیر شده و ماحصل تجربه موجودی شخصی است. تحلیل معناداری تعبیر عشق الهی با نظر به تجربی بودن آن و زمینه‌های آن از وجوه نوآوری این مقاله است.