تحلیل انتقادی مراحل رشد کودک در مکتب روان تحلیلی فروید بر اساس آموزههای اسلامی با رویکرد تربیتی
نویسندگان
1 دانشگاه ایلام
2 دانشگاه ایلام
3 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه ایلام
doi
10.22034/iued.2025.2041249.2672چکیده
چکیده هدف این پژوهش تحلیل مراحل رشد کودک از دیدگاه روانتحلیلی فروید و ارزیابی نقاط قوت و ضعف آن بر اساس آموزههای اسلامی برای ارائهی الگوی تربیتی مناسب است. روش تحقیق مطالعهی تطبیقی با رویکرد تحلیلی است که با استفاده از منابع کتابخانهای، متون روانشناسی و تحلیلهای قرآنی و روایی انجامشده است. در جوامع اسلامی، بهکارگیری نظریههای روانشناسی مانند نظریهی فروید، بدون تطبیق با مبانی اسلامی ممکن است، ناکارآمد باشد؛ اما استفاده از وجوه مشترک این نظریه با تعالیم دینی میتواند در تربیت کودکان مؤثر واقع شود. فروید معتقد است، کودکانی که نیازهای دهانی آنان بهموقع ارضا میشود و در آموزش کنترل دفع تحتفشار نیستند؛ همچنین کنجکاویهای جنسی آنان در سنین چهار تا ششسالگی بهدرستی مدیریت میگردد و در دورهی نهفتگی (ششسالگی تا بلوغ) از مسائل جنسی دور نگه داشته میشوند، کمتر دچار بحرانهای روانی-جنسی میگردند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که بسیاری از اصول تربیتی فروید با آیات و روایات اسلامی همسو است و حتی در متون دینی با تفصیل بیشتری بیانشده است. بااینحال، برخی از دیدگاههای فروید با آموزههای اسلامی ناسازگار است؛ ازجمله تفسیر او از رفتارهای نوزادان مانند مکیدن پستان مادر یا انگشت بهعنوان اموری جنسی، طرح مفاهیمی مانند عقدهی اُدیپ و الکترا و ارتباط لذتجویانهی کودک با کنترل ادرار و مدفوع. از دیدگاه اسلامی، این برداشتها پذیرفتنی نیست و ممکن است به انحراف در تربیت کودک بینجامد؛ بنابراین، بهرهگیری از نظریهی فروید در تربیت کودک نیازمند بازخوانی انتقادی و تطبیق با چهارچوب اسلامی است.