اهمیت پیوندهای خویشاوندی و زادگاهی در هویتیابی فرهنگی مهاجرین
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیامنور، تهران. ایران.
2 عضو هیئت علمی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران ایران
3 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22034/jasi.2026.733648چکیده
نوشتار حاضر با هدف تحلیل نقش پیوندهای مبتنیبر خویشاوندی و زادگاهی در هویتیابی فرهنگی مهاجرین قوم لَک ساکن شهر تهران با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. دادهها با استفاده از مصاحبۀ عمیق با 23 مشارکتکننده گردآوری و با روش هفتمرحلهای کلایزی تحلیل شدند که طی آن 53 مفهوم استخراج و در قالب 9 مقولۀ «اولویت ازدواج درونگروهی»، «تضاد نسلی»، «مطلوبیت محلۀ لکنشین»، «شکلگیری هویت انگخورده و منزوی»، «احساس دلبستگی مکانی»، «علاقه به آیینهای قومیِ محلی»، «ارتباط و اطلاع مداوم از زادگاه»، «حفظ همیاریهای انسجامبخش» و «بازاندیشی در نوع ارتباطات» دستهبندی شدند. تعاملات اجتماعی مهاجرین بیش از همه با خویشاوندان ساکن محله و ساکن زادگاه است که ضمن حفظ تعلقات خویشاوندی و زادگاهی، تمایل به هویتیابی و همانندی با گروه قومی را در فرد تقویت میکند. طی این روند شیوههای حفظ و تداوم هویت فرهنگیِ قومی از نسلی به نسل دیگر انتقال داده میشود. نسل والدین بیش از فرزندان، خود را به فرهنگ زادگاهی و قومی بهمنزلۀ کلیتِ فرهنگیِ هویتبخش متعلق میداند که نمود آن را میتوان در استمرار پیوندها و مناسبات خویشاوندی مشاهده کرد. مهاجرین و بهویژه نسل دوم طی فرایند هویتیابی و فرهنگپذیری ضمن بازاندیشی در مؤلفههای فرهنگ زادگاهی به دریافت، درونیسازی و پایبندی به عناصری از آن و نیز اخذ عناصری از ارزشهای فرهنگیِ غالب بهخصوص ارزشهای مورد تأیید همسالان اقدام میکنند. درواقع، در محیط چندفرهنگی شهر تهران، بخش مهمی از فرایند هویتیابی نسل دوم در اختیار فرد است، لذا هویت آنان بیش از اینکه مبتنیبر جداییگزینی فرهنگی باشد دوفرهنگی و سیال است. کلیدواژهها: بازاندیشی، خویشاوندی، زادگاه، فرهنگ، مهاجرت، هویت.