پژوهشی در نسبت رشد شناختی بشر و سیر تحول روشهای تربیتی انبیاء با رویکرد به نظریه معرفت دینی گلدمن
نویسندگان
1 گروه اموزش الهیات، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665، تهران، ایران.
doi
10.22034/iued.2025.2045131.2698چکیده
چکیده تحقیق در آیات قرآن بیانکنندهی تفاوت محتوا و روشهای تعلیمی انبیا در ادوار مختلف تاریخ است. حضرت ابراهیم (ع)، حضرت موسی (ع) و پیامبر خاتم (ص) نمونههای شاخص انبیا یادشده در قرآن هستند که محتوا و روشهای تعلیمیشان در ادوار مختلف تاریخ از حیات بشر، سمت و سویی خاص داشته است. با توجه به اینکه در تحقیقات اخیر روانشناسی رشد، بر تناسب میان بهکارگیری روشهای آموزش معارف دینی و ظرفیت ادراکی فراگیر در سنین مختلف تأکید شده، پرسش آن است که آیا چنین تناسبی میان روشهای تعلیمی انبیا و میزان فهم مخاطبان آنان وجود داشته و آیا هرکدام از این روشها در برههای از تاریخ، بنا بر ظرفیت ادراکی بشر، نسبت به دیگر روشها کاربرد بیشتری داشته است. هدف پژوهش آن است با تحقیق در آیات قرآن و رجوع به تفاسیر به روش تحلیلی، با اشاره به محتوای تعالیم انبیا، ارتباط معناداری میان سطوح ادراکی امتهای مختلف و روشهای تعلیمی پیامبران آنان بیابد. یافتهها حاکی از آن است، سه دورهی متفاوت معرفتی را در قرآن میتوان تشخیص داد. در دورهی اول، محتوای آموزش مفاهیم دینی متوجه خالقیت و تسلیم در برابر خدای یگانه و روش آموزش، مجادله است. در دورهی دوم، تذکر به یکتاپرستی به همراه امرونهی به روش موعظه، در کنار مجادله، جایگاه خاصی مییابد و در دورهی سوم، آموزش مفاهیم دین متوجه ربوبیت بهویژه به روش استدلالی است. حاصل پژوهش بیانکنندهی نسبت میان رشد دینی امتها با روشهای تعلیمی انبیا و سیر تکامل تدریجی معرفت دینی و بهتناسب آن، سیر تکامل تدریجی روشهای آموزشی پیامبران است.