پژوهشی مقایسهای- تحلیلی در باب نظریۀ «ادراکات اعتباری» علامه طباطبایی و پراگماتیسم رورتی
نویسندگان
1 دکترای فلسفه از گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران.
doi
10.48308/jipt.2024.234208.1496چکیده
رورتی با نقد و رد سنت متافیزیکی غرب، که در پی مفهوم مطلق حقیقت است، حقیقتِ باورها را امری نسبی و وابسته به زمینۀ پیدایششان توصیف میکند. در سوی دیگر، علامه طباطبائی، با تفکری اساساً متافیزیکی، با طرح نظریهای بدیع در سنت فلسفۀ اسلامی، به قسمی از ادراکات معتبر در حوزۀ «عمل»، موسوم به «ادراکات اعتباری»، قائل میشود که به تصریح او، نقش اصلی در تکاملِ حیات انسان بر عهده دارند. این ادراکات، بر خلاف ادراکات حقیقی، اموری نسبی، و بسته به اقتضائات محیطی و اجتماعی، دائم در تطورند. در این مقاله، با رویکردی مقایسهای-تحلیلی، نشان خواهیم داد که نظریۀ «ادراکات اعتباری» علامه قرابت زیادی با دیدگاه رورتی در باب «حقایق نسبی» دارد. هرچند رورتی، بر خلاف علامه، هیچ جایگاهی برای مفهوم مطلق حقیقت قائل نیست، با تحلیل این اختلاف درصددیم امکانی برای هم خوانی اندیشۀ این دو فیلسوف مطرح کنیم.