واکاوی تربیتی رفتار فرزندان حضرت یعقوب با یوسف (ع) بر اساس نظریه عقده حقارت آلفرد آدلر
نویسندگان
1 پژوهشگر و عضو اندیشکده زبان و ادبیات عربی و تمدن اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسّلام)، تهران، ایران
2 مدرس مدعو گروه عربی دانشگاه امام صادق (ع) پردیس خواهران
3 استادیار دانشگاه امام صادق علیه السلام و مدیر اندیشکده زبان عربی و تمدن اسلامی
doi
10.22034/iued.2025.2050486.2727چکیده
چکیده روانکاوی اسلامی- قرآنی شاخهای از علم روانشناسی است که با کاوش در آیات قدسی قرآن کریم و دیگر متون دینی، به تحلیل عمیق کنشها و حالات روانی و اجتماعی شخصیتهای برجسته در آن میپردازد. شاخهی یادشده با نگاهی دقیق تلاش دارد تا ساحتهای پنهان روان انسان را در پیوند با آموزههای وحیانی تفسیر کند و از این رهگذر، به فهمی ژرف از ماهیت درونی انسان دست یابد. تحلیل تربیتی آیات ۷ تا ۲۰ سورهی یوسف (ع) ابعاد روانی و انگیزشی شخصیت برداران ایشان را آشکار میسازد. جستار حاضر که با روش توصیفی_تحلیلی بر اساس نظریهی آلفرد آدلر و با تأکید بر مفهوم کمالگرایی افراطی و تلاش برای برتریجویی انجامگرفته است، درصدد پاسخگویی به این مسئله است که رفتار به دور از مهر برادران با یوسف (ع) ریشه در چه حالت روحی، روانی و انگیزشی آنان دارد. نتایج بیانکنندهی آن است که کنشهای برادران متضمن نوعی تعارض درونی بهویژه حسادت و توطئهگری است که در پرتو نظریهی یادشده، بهمثابه تجلی بارز عقدهی حقارت و میل مفرط به استعلاء و برتریجویی ظهور میکند. این عقدهی حقارت برآمده از احساس «تبعیض» و «حسادت» در برابر جایگاه ممتاز یوسف (ع) در قلب یعقوب (ع) است که سبب بروز رفتارهایی معطوف به سرکوب و حذف رقیب در ایشان شد؛ همچنین توطئهچینی و دسیسههای آنان بازتاب تلاشی ناآگاهانه و نافرجام برای مقابله با این احساس و جبران خلأ قدرت، اعتبار و مقبولیتی است که بهزعم آدلر، انسان در شرایط فروپاشی روانی به آن متوسل میشود تا بر محدودیتهای خود فائق آید و به بازسازی هویت متزلزل خویش بپردازد.