مسئله خویشتنیابی در روان درمانی وجودی؛ مقایسه دیدگاه صدرا و ون دورزن
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران.
2 دانشیار گروه آموزشی روان شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
3 دانشیار گروه آموزشی فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران.
4 دانشیار گروه آموزشی فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه بینالملل امام خمینی قزوین
doi
10.48308/jipt.2024.232931.1462چکیده
وندورزن، رواندرمانگر وجودی با بررسی مؤلفههای متعدد درمانِ وجودی، خودتأملی و خویشتنیابی را مؤلفة اصلی این نگرش دانسته، معتقد است که انسان با وجودی متفاوت با سایر موجودات و هویتی سیال و پویا، خود وجود و هویت خویشتن را تعیین میکند. ملاصدرا نیز با توجه به هویت سیال و پویای انسان معتقد است که وجود انسان محدود و منحصر به این عالم نیست، خود عوالم و نشئات وجودی متعددی دارد و در هر عالم، نشئهای متناسب با آن مییابد. انسان با اراده و اختیار خود، جایگاه خویش را در نظام هستی تعیین میکند و میتواند با ارتقای وجودش تا مرتبة وجود عقلی، عالمی عقلی مشابه عالم عینی گردد. هر دو متفکر در برخورداری انسان از وجودی سیال و پویا و خودی «خودتعیینگر» اتفاق نظر دارند. چنانکه از جایگاه مؤلفة خویشتنیابی در درمان وجودی و نگرش صدرا دربارة این مؤلفه بر میآید؛ دیدگاه صدرا دربارة خویشتنیابی میتواند مبنای درمان وجودی در فرهنگ ایرانی- اسلامی باشد.