نظریه وضع طبیعی و تأثیر آن بر جنبش فمینیستی
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق خصوصی دانشگاه پردیس فارابی تهران
2 دکتری حقوق خصوصی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
چکیده
برخی فلاسفة حقوق طبیعی بر این باوراند که نمیتوان با معیار قرار دادن جوامع مدنی و قوانین و مقررات رایج در این جوامع حقوق طبیعی را استنباط کرد زیرا در این جوامع تشخیص آنچه طبیعی است از آنچه طبیعی نیست کار آسانی نبوده و گاهی نیز گمراه کننده است. از این رو، این اندیشمندان در صدد بر آمدهاند با تحلیل عقلی، وضعی را تحت عنوان وضع طبیعی ترسیم کنند که مشخصاً مقطع قبل از وضع قوانین را مد نظر قرار میدهد و میکوشند با تحلیل این برهه، حقوق طبیعی را استنباط کنند. در این مقاله جایگاه زن در وضع طبیعی از منظر فیلسوفانی همچون توماس آکویناس، توماس هابز، جان لاک و ژان ژاک روسو مورد بررسی قرار میگیرد. توصیف وضع طبیعی به عنوان وضعی که در آن برابری حکمفرما است زمینة را برای ایجاد تغییر در اندیشة فرودستی زنان نسبت به مردان فراهم کرد و به سنگ زیرین شکلگیری جنبشهای فمینیستی تبدیل شد.