بررسی دو رویکرد متفاوت از مقولة ادراک حسی در فلسفة ملاصدرا و راهکاری درون ساختاری برای گریز از چالش معرفتی آن

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران (نویسندة مسئول)

doi
10.48308/jipt.2024.234040.1491
چکیده

مسئلة ادراک حسی در فلسفة ملاصدرا به گونه‌‌ای سامان یافته است که زمینة تفسیر دوگانة ایده‌‌آلیستی و رئالیستی را از آن ممکن می‌‌کند. طبق رویکرد نخست از ادراک حسی با برتری و اولویت ذهن و تصورات حاصل از آن نسبت به تعینات جهان خارج، بستر تفسیر ایده‌‌آلیستی در نظام معرفتی صدرایی ایجاد می‌‌شود و بر اساس رویکرد دوم وحدتی بین انسان و جهان خارج برقرار می‌شود که حائلی میان انسان و عالم نخواهد بود. لازمة رویکرد دوم ایجاد فاصله از مبانی ایده‌‌آلیسم ذهنی است. این در حالی است که بر اساس رویکرد اول امکان خروج از ایده‌‌آلیسم عینی با پیچیدگی بیشتری رو به رو می‌‌شود. در پژوهش حاضر تلاش بر این است که به شیوة توصیفی- تحلیلی بستر شکل‌‌گیری این دو رویکرد بررسی شود و لوازم متفاوت هر دو رویکرد مورد واکاوی قرار گیرد. به همین منظور، با تمسک به راه‌‌کاری درون ساختاری، همچون اعتباری بودن تمایز میان عالم عین و عالم ذهن، عدم ارتباط چالش‌‌های ایده‌‌آلیسم عینی با مقولة ادراک حسی در نظام صدرایی ترسیم می‌‌شود.