« فرشِ جنگ، فریادِ بلندِ اعتراض با زبانِ تصویر »

نویسندگان

1 مربی رشته مرمت دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 مربی رشته فرش دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
10.22111/jsr.2018.4071
چکیده

جنگ به عنوانِ یک فرآیندِاجتماعی در هر جامعه­ای که رُخ ­دهد وجوهِ مختلفِ زندگی­انسانی را تحتِ تأثیر قرار می­دهد. از جمله­ی این حوزه­ها، زمینه­های تولیداتِ هنری است. و گاه این تولیدات الزاماً توسط هنرمندانِ آکادمیک و با رویکرد و زبانِ­هنریِ شناخته شده­یِ روز تولید نمی­شود. از آثار پیش از تاریخ تا امروز آدمیان به هر شکل که توانسته­اند موضوع جنگ را بازتاب داده­اند و در بسیاری از این تولیدات، بخشِ نامطلوب آن را به امید توقف و تغییر به تصویر کشیده­اند. از آخرین نمونه­های اینگونه آثار که توسط مردمان عادی و سنتی در اعلامِ انزجار از جنگ بیان شده فرش­هایی است که در افغانستان بافته شده و در آنها اِلمان­های جنگ، به عنوانِ موضوعی آزاردهنده مورد اشاره قرار گرفته است. پرسش آن است که آیا بافندگان و تولیدکنندگان فرشِ سنتی در افغانستان، بدون آموزش­هایِ هنری، چگونه و با چه سامانه­ای به این مهم دست یافته­اند؟ و آیا توان بازخوانی و دسته­بندی در این گونه آثار امکانپذیر است؟ با این نگاه پس از بررسی مختصرِ نقش و طرح در قالی­بافی، به بررسی نمونه­هایی که به فرشِ جنگ در افغانستان مشهورند پرداخته شد و نتیجتاً با رهیافتِ به دست آمده یکی از آثار برجسته­ی ایجاد شده در این زمینه تحلیل هنری شده است.