رکود کنشگری علمی؛ نظریه‌ای برخاسته از یک پژوهش کیفی (مورد مطالعه: دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی رشته جامعه‌شناسی، گرایش مسائل اجتماعی ایران، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استاد گروه مطالعات توسعه اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، ایران

doi
چکیده

دانشگاه در ایران با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می‌کند و از ایفای نقشی که برای آن خلق شده، ناتوان مانده است. یکی از راه‌های مواجه با این مسائل و رفع آنها، شناخت نظام معنایی کنشگران دانشگاهی است؛ زیرا دانشگاه به عنوان یک واقعیت اجتماعی، محصول کنش­های انسانی و وابسته به متن اجتماعی است. هدف مقالة حاضر شناخت و کشف لایه­های پنهان ذهنی دانشجویان علوم اجتماعی پیرامون علم، دانشگاه، تعاملات علمی و موانع کنشگری علمی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش نظریه بنیانی انجام شده است. تکنیک گردآوری داده­ها به صورت مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و هر مصاحبه 40 تا 60 دقیقه بوده است. روش نمونه‌گیری غیراحتمالی، در ابتدا به صورت نمونه­گیری هدفمند و با پیشرفت مصاحبه­ها به نمونه­گیری نظری تغییر کرد. فرآیند گردآوری داده­ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و مقوله هسته­ای با عنوان " رکود کنشگری علمی" ظاهر گردید. جهت اعتبارسنجی مفاهیم و گزاره­های به­دست آمده، سه جلسه گروه متمرکز با حضور مشارکت­کنندگان تحقیق برگزار شد. تعداد کل مفاهیم شکل­گرفته 92 مورد، تعداد مقوله­های فرعی 22 مورد و تعداد مقوله­های اصلی ایجاد شده 6 مورد هست که بر اساس مدل پارادایمی در پنج محور شامل شرایط علی (انگیزه­های شخصی از ورود به دانشگاه، کم­داشت­های ساختاری نرم­افزاری، استادان وارونه)، شرایط مداخله­گر (کم­داشت­های ساختاری سخت افزاری)، شرایط زمینه­ای (سنت­های پوسیده)، راهبردها و پیامدها قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش گویای رکود کنشگری علمی در میان نمونه مورد مطالعه است.