زمینه‌های اثرگذاری قصه‌های قرآنی در تحول اجتماعی با رویکرد رفتارگرایی اجتماعی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 دانشجوی دانشکده الهیات دانشگاه مازندران

3 گروه علوم قران و حدیث دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه یزد

doi
10.22034/iued.2024.2027887.2615
چکیده

چکیده:بر مبنای نظریه رفتارگرایی اجتماعی، قصه­های قرآنی در تغییر رفتار و تحول جامعه مؤثر بوده و تلمیح به گزارش­های تاریخی سلف می­تواند زمینه تأمین هدف رشدی دوره­های مختلف نزول را تأمین کند. در این جستار دور­ه­های نزول قرآن به پنج دوره رشد پنهانی، استقرار دین، حضور علنی مسلمین، تشکیل و توسعه جامعه اسلامی و دوره تثبیت دین تقسیم بندی شده و  با روش توصیفی – تحلیلی، قصص قرآن به­عنوان یکی از مؤلفه­های تأثیر گذار در تحول تدریجی اجتماع عصر نزول مورد بررسی قرار می گیرد. به­نظر می­رسد موضوع این آیات در دوره اول در راستای دلگرمی پیامبر(ص) و بیان تکراری بودن تکذیب انبیاء در مکاتب گذشته می­باشد. دوره دوم نزول قرآن بیشترین نمود قصص قرآنی است که این مؤلفه با استناد به تقسیم بندی آیه 29 سوره فتح نقش موازرتی و معاضدتی در راستای هدف استحکام دین را داشته است. در دوره سوم با شروع حضور علنی پیامبر(ص) در جامعه­ی اکثراً مشرک، شاهد نگاه ویژه حمایتی خداوند در راستای اقتدار آفرینی انبیاء هستیم. در دوره چهارم از عنصر داستان در تبیین بهتر فروع دین و تشویق مسلمین به جهاد استفاده شده و نهایتاً در دوره پنجم سعی در آماده­سازی جامعه برای دوران پس از رسالت و جلوگیری از انحراف در قالب داستان شده است.