معرفی و تحلیل ساختی اختتام مثنوی، اثر مفتی الهی بخش کاندهلوی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
10.22111/jsr.2017.3917
چکیده

جلال الدین محمد بلخی شاهکار عظیم مثنوی خود را با دفتر ششم ‌پایان نداد و مثنوی معنوی ناتمام ماند. مولانا در انتهای دفتر ششم دو داستان را که عبارتند از داستان دژ هوش‌ربا و داستان سه‌ پسر کاهل - که اولی به‌عنوان داستان اصلی و دومی به‌عنوان داستان درونه‌ای است- شروع می‌کند، اما بدون اینکه داستان‌ها را به سرانجامی برساند، از ادامه مثنوی باز می‌ایستد و سکوت اختیار می‌کند و با این سکوت خود خواننده را منتظر پایانی می‌گذارد. شاید در این بی‌پایانی، هدف و تعمدی وجود داشته و مولانا می‌خواسته به رهروان خود وانمود کند که راه سیر و سلوک و کشف حقایق، راهی بی‌پایان است که باید ادامه یابد. به‌همین دلیل بعد از مولانا افرادی طبع‌آزمایی نموده، تحت عنوان دفتر هفتم یا اختتام مثنوی سعی در سرودن ابیاتی به شیوة مثنوی معنوی می‌کنند، یکی از این تلاش‌ها اثری منظوم با عنوان اختتام مثنوی سرودۀ مفتی الهی بخش کاندهلوی از عرفای بنام هندوستان در قرن دوازدهم هجری است. در این پژوهش به روش تحلیل مقایسه ای ضمن معرفی صاحب اختتام، به بررسی و تحلیل ساختاری و معنایی این اثر و مقایسۀ آن با مثنوی معنوی پرداخته می‌شود. نتایج حاصل نشان می‌دهد که اختتام مفتی الهی‌بخش شباهت‌های زیادی به مثنوی معنوی دارد و مفتی الهی بخش توانسته اثر خود را از نظر ساختار روایی و معنایی به مثنوی نزدیک کند.