تحلیل بدرالشروح اکبرآبادی بر غزلیات حافظ )بر اساس نظریۀ زیباییشناسی دریافت یاوس(
نویسندگان
1 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
2 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
4 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
doi
10.22111/jsr.2017.3920چکیده
نظریۀ دریافت، بر جایگاه منحصر به فرد خواننده و عوامل اجتماعی در تداوم خوانش متن تأکید میورزد. بدرالشروح اکبرآبادی در سال 1835م. در اوایل سالهای استیلای انگلیس در هند نوشتهشد. با توجه به اهمیّت روابط فرهنگی و ادبی ایران و هند در طول تاریخ و تفاوتها و شباهتهای ساختاری دو جامعه، در این مقاله تلاش میشود تا از طریق روش تحقیقی و توصیفی و با تکیه بر منابع کتابخانهای، دریافتهای اکبرآبادی متأثر از ساختار و پارادایم ادبی و اجتماعی جامعهیهند تبیین شود. یافتهها نشان میدهد؛ فضای ادب فارسی در جامعهیهند در قرن دوازدهم متأثر از دوفضای فرهنگی ایران و انگلیس بودهاست. فضای فرهنگی ادبی ایران به برداشت عرفانی اکبرآبادی از دیوانحافظ انجامیدهاست و پارادایم فرهنگی انگلیس منجر به برداشت واقعگرایانه و غیرآرمانی اکبرآبادی از شخصیتهایی همچون واعظ و شیخ و زاهد شد و همچنین مایهی توجه وی به جزییات و روایتهای تاریخی و علل سرایش برخی ابیات گردید؛ ازاینرو در مجموع 4289 بیت مشروح، اکبرآبادی 14بیت را دارای علت سرایش و50 بیت را مرتبط به روایتهای عرفانی و تاریخی دانستهاست. اکبرآبادی در این شرح از نکات ادبی و بلاغی و کلامی و منطقی کمکگرفتهاست. درنهایتاین که تأثیر پارادایمهای ایرانی در این شرح بیش از سایر پارادایمهاست.