«حکایت» و ماهیت بین‎رشته ای تاریخ‎ گرایی نو از دیدگاه گرین بلت و گالاگر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران ( نویسنده مسئول)

3 استاد ادبیات تطبیقی، گروه زبان های خارجی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

doi
10.22077/islah.2025.7893.1482
چکیده

تاریخگرایی نو در مطالعات ادبی، یعنی پیش‌گرفتن رویکردی پساساختارگرا در خوانش متن. این رویکرد که مبتنی است بر اندیشه‌های پست‌مدرنیستی، ماهیتی کاملاً بینارشته‌ای دارد. هدف این پژوهش بررسی و تبیین روشمند و علمی ماهیت بینارشته‌ای آن با روشی توصیفی- تحلیلی است. برای دست‌یافتن به این خواسته و البته به منظور درنگ بیشتر در نکته‌ای دقیق و باریک، در این جستار کار به شناختن و شناساندن یکی از اصطلاحات کلیدی این رویکرد، یعنی «حکایت» بر اساس مقاله «ضدتاریخ و حکایت» نوشته استیون گرین‌بلت و کاترین گالاگر محدود شده است. استفاده از حکایت، افزون بر آن‌که یکی از وجوه بینارشته‌ای این رویکرد را آشکار می‌کند، نوع متن‌گرایی آن را نیز به‌روشنی نشان می‌دهد: این رویکرد، بر خلاف نقد نو بر یک متن خاص تمرکز نمی‌کند؛ تاریخگرایی نو متن ادبی را با متون حاشیه‌ای، یعنی حکایت می‌بیند و می‌خواند. این روش باعث می‌شود خوانش متن با احساس رضایتمندی بیشتری همراه شود؛ رضایتمندیِ برآمده از خوانشی متفاوت و کامل‌تر در سنجش با دیگر رویکردها و روش‌های نقد. حکایت که ماهیتی ضدتاریخی دارد، می‌تواند از خاطرات زندگی خود منتقد و یا از متون حاشیه‌ای‌، چه ادبی، چه غیر ادبی؛ خواه مکتوب، خواه غیر مکتوب برآید. تاریخگرایان نو حکایت‌ را به کار می‌گیرند تا توالی و سیر اندیشه‌ی کلان‌روایت را تخریب کنند و آنچه را کلان‌روایت، واقعیت می‌داند، زیر سؤال ببرند. آن‌ها اینگونه، روایتی نو برمی‌سازند و واقعیتی دیگرگونه آشکار می‌کنند.