بررسی تأثیر انسانشناسی صدرایی بر انسانشناسی شیخیه
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، واحدگرگان، دانشگاه آزاداسلامی، گرگان، ایران
2 استادیارگروه الهیات و معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، واحد کرمان، دانشگاه آزاداسلامی،کرمان،ایران(نویسنده مسئول)
doi
10.48308/jipt.2023.103577چکیده
انسانشناسی در کنار جهانشناسی و خداشناسی سه رکن اساسی در اندیشة هر مکتب فلسفی یا کلامیو عقیدتی است. هویت و ماهیت انسان، حقیقت جسم و نفس او، ارتباط و تعامل نفس و بدن، حکایت آنها پس از مرگ در عالم برزخ و سپس قیامت و در نهایت چگونگی حشر و نشر ابدان و ارواح؛ اهماین مسائل هستند. رنگ و لعاب انسانشناسی مکتب شیخیه کاملاً صدرایی است، البته از گذر تبیینهای شیخ احمد احسایی که بیشترین مراجعه و شرح را به آثار ملاصدرا داشته است. هر چند احسایی حرکت جوهری نفس را میپذیرد و به معاد جسمانی مانند صدرا تصریح میکند، اما به جهت تفاوتی که با او در تبیین جسم و جسد انسان و نیز ماهیت عالم مثال و برزخ، قول به عالم هورقلیا، و نهایتً قیامت و حشر و نشر دارد؛ تصویری متفاوت از آنچه در حکمت متعالیه آمده ارائه میکند.