تأملی در دیدگاه های احمد فردید و والتر بنیامین با محوریت زبان
نویسندگان
1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران(نویسنده مسئول)
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22077/islah.2024.8175.1520چکیده
از سنت فلسفی غرب و شرق تا عصر حاضر، دیدگاههای متفاوتی دربارة زبان و ماهیت آن در ساحتهای گوناگون مطرح شده است. عدهای با نگاه هستیشناسانه و برخی با نگاه ابزارانگارانه به بررسی ماهیت زبان پرداختهاند. در این میان ، متفکرانی چون فردید از میان فیلسوفان ایرانی معاصر و بنیامین از نظریهپردازان مکتب فرانکفورت با نگاه هستیشناسانه به تشریح زبان پرداختهاند. فردید تحت تأثیر سه آبشخور فکری حکمت انسی، عرفان ابن عربی و اندیشههای هایدگری ، تاریخ را به پنج دورة پریروز، دیروز، امروز، فردا و پسفردا تقسیم میکند. دورة پریروز و پسفردا، به جهت خاستگاه و غایت الهی، دورۀ آرمانی فردید محسوب میشوند. در اندیشۀ فردید، با توجه به فاصلهگرفتن از تاریخ پریروز، زبان از خاستگاه الهی خود خارج شده و به خصلتی ابزاری تقلیل یافته است؛ از اینرو، فردید بهواسطة اتیمولوژی و شعری که با زبان اشارت آراسته شده، بر آن است تا امکان رسیدن به تاریخ پریروز و احیای زبانی که واضع آن خدا بوده را فراهم کند. بنیامین نیز، ماهیتی الهیاتی برای زبان قائل است. وی با توجه به اسطورۀ برج بابل عقیده دارد در زبان موجود، رابطۀ بیواسطۀ نامها و چیزها از دست رفته و «دلالت» و «معنا» به وجود آمده است؛ از اینرو، بنیامین با استعانت از شعر و ترجمه تلاش میکند راهی برای احیای سطح اصلی و خاستگاه الهی زبان بگشاید. این پژوهش بر آن است با روش توصیفیـ تحلیلی به بازخوانی دیدگاههای زبانی فردید و بنیامین بپردازد ونقاط اشتراک و افتراقشان را نشان دهد.