جایگاه منطق و فلسفه در نفس شناسی ابوحامد غزالی

نویسندگان

1 دانشیارگروه معارف اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشیار گروه معارف اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران

3 دانشجوی دکتری ‌گروه معارف اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران (نویسندة مسئول)

doi
10.48308/jipt.2023.103553
چکیده

غزالی یکی از دانشمندان اسلامی‌است که در زمینة فقه، اخلاق و کلام و فلسفه صاحب آثار و تحقیق است. به‌رغم انتساب او به ضدیت با فلسفه و تفکر فلسفی، وی در آثارش به‌ویژه در مباحث نفس‌شناسی متفکری عقل‌گرا ظاهر شده و از روش‌ها و رویکردهای فلاسفۀ اسلامی‌بهره برده است. در‌این مقاله با روشی توصیفی- تحلیلی آرای غزالی دربارۀ منطق و فلسفه و کاربردش در نفس‌شناسی را بررسی کرده‌ایم و به‌این نتیجه رسیده‌ایم که بر خلاف نظر برخی محققان که غزالی را متکلمی‌متعصب و ضد فلسفه دانسته‌اند، وی را باید متکلمی‌عقل‌گرا دانست که در تمام مراحل زندگی‌اش حتی زمانی که به تصوف روی آورد، بر اصول و روش عقلی استوار ماند و عقل را مهم‌ترین ملاک اعتبار هر معرفتی دانست. او در نفس‌شناسی کاملاً تحت تأثیر فلسفۀ مشاء است و از شدت دلبستگی به روش فلسفی ابن‌سینا در علم‌النفس گاهی عین سخنان او را برای تأیید سخنان خودش از کتاب‌های وی می‌آورد. وی به استدلال‌های منطقی پای‌بند است و عقل را ملاک تشخیص اعتبار سایر ابزارهای معرفت؛ یعنی، نقل، تجربه و شهود می‌داند. با توجه به برخی مبانی نظری غزالی همچون نفی سببیت میان پدیده‌ها، به نظر می‌رسد که جایگزینی نظریۀ عادت‌الله به جای علیت برخی لوازم نفی سببیت را در نفس‌شناسی حل کرده است. اما چنین نظریه‌ای با ابهامات و اشکالاتی روبه‌روست.