جرم شرکتی در آیینه ادبیات کارگری: تحلیل گفتمان رمان زنی با کفشهای مردانه
نویسندگان
1 استادیار حقوق جزا و جرم شناسی، گروه حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران (نویسندۀ مسئول)
2 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرمشناسی، گروه حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22077/islah.2025.8581.1563چکیده
ادبیات کارگری به توصیف، بررسی و بازتاب مشکلات و شرایط سخت زندگی کارگران میپردازد. روایتهای کارگری، صدای عدالتطلبی و استثمارستیزی کارگرانی است که بزهدیدۀ نظام سرمایهداری واقع میشوند. ادبیات کارگری و جرمشناسی انتقادی با نقد نظام سرمایهداری و توجه به کارگران بهمثابۀ گروههای آسیبپذیر در جامعه، ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. رمان زنی با کفشهای مردانه، یکی از آثار مهم ادبیات کارگری در ایران به حساب میآید که چالشهای زندگی کارگران در محیط کار را نمایان میکند. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، تلاش میکند تا به خوانشی عمیقتر از روایتهای کارگری دست یابد و با تمرکز بر جرایم شرکتی علیه کارگران، نابرابریهای اجتماعی را به تصویر کشد. همچنین، با بررسی گفتمان «کارگران/ قشر فرودست» و گفتمان «مدیران/ قشر فرادست»، چگونگی هژمونی گفتمان مدیران، ارزیابی و نقش عوامل مهم در نادیدهگرفتن حقوق انسانی کارگران تحلیل میشود. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که شرکتهای تجاری برای کسب سود، ممکن است به هر روشی متوسل شوند. در چنین فضایی، کارگران مورد استثمار و خشونت شرکتی قرار میگیرند و حقوق انسانی آنها نقض میشود. رمان زنی با کفشهای مردانه، نشان میدهد که چگونه جرایم شرکتی و رفتارهای آسیبزای سرمایهداران، مورد چشمپوشی قرار میگیرد و کارگران، بزهدیدۀ نابرابریهای ساختاری واقع میشوند.