اعتبار معرفت‌شناختی نظریة"معرفت قدسی" سنت‌گرایان در محک صدق و توجیه

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی ، دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان(نویسندة مسئول)

2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه و حکمت اسلامی،دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

doi
چکیده

سنت‌گرایان با دیدگاهی سلبی نسبت به معرفت‌شناسی مدرن پسادکارتی، صحبت از معرفتی کرده‌اند که دارای صبغه‌ای مابعدالطبیعی و ناظر به مراتب مختلف وجود است. آنها با حکم به عدم کفایت تجربه و استدلال که محور معرفت‌شناسی پسارنسانس هستند، منبع اصلی معرفت و دست‌یابی به حقیقت را عقل شهودی می‌انگارند. شهودگرایی در سنت‌گرایی، در حد روش باقی نمی‌ماند و به نظر می‌رسد با نوعی تحول پارادایم مواجه‌ایم که می‌کوشد انگاره‌های دیگر را تغییر دهد. مسئلة این مقاله آن است معرفت قدسی چه نسبتی با معرفت و دو رکن جدایی‌ناپذیر آن، یعنی صدق و توجیه دارد؟ آیا اساساً امکان تحقق معرفت قدسی وجود دارد؟ در پاسخ به این پرسش‌ها، ابتدا به تحلیل ارکان معرفت قدسی و نسبت آن با معرفت پرداخت. اشتراک لفظ و خلط مفهوم و مصداق در کابرد واژة حق، محدودیت و انتقال‌ناپذیری شهود، نامتعارف بودن، تفسیرپذیری و عدم وحدت تجارب شهودی از انتقادات معرفت‌شناختی وارد بر معرفت قدسی هستند. همچنین تحقق‌پذیری این معرفت در جهان مدرن واقع‌گرایانه به‌نظر نمی‌رسد.