بر‌رسیِ تطبیقیِ ساختارِ رواییِ خویش‌کاری‌ها در دو نبردِ بزرگِ «دریای اسمار» و «شاهنامه» بر‌اساسِ نظریّه‌ی روایتیِ پراپ

نویسندگان

1 گروه آموزشی زبان و ادبیّاتِ فارسیِ دانشگاهِ سیستان و بلوچستان

2 دانشجوی دکتریِ زبان و ادبیّاتِ فارسیِ دانشگاهِ سیستان و بلوچستان

3 گروه آموزشی زبان و ادبیّاتِ فارسیِ دانشگاهِ سیستان و بلوچستان

doi
10.22111/jsr.2017.3747
چکیده

پراپ در پژوهشی روی صد قصّۀ فولکلورِ روس، خویش‌کاریِ شخصیّت‌ها را کوچک‌تر‌ین واحدِ ساختارینِ روایت دانست و با تجزیه‌و‌تحلیلِ آن‌ها، ساختارِ پیرنگِ قصّه و نظامِ کنش‌های روایی را صورت‌بندی‌نموده، حُکم‌هایی در‌موردِ ساختارِ بنیادینِ قصّه‌های پریان و رده‌بندیِ آن‌ها صادر‌کرد. پژوهشِ حاضر، با تکیه بر نظریّۀ پراپ، نخست درپیِ سنجشِ کار‌آمدیِ الگوی او در تبیینِ ساختاریِ روایتِ نبرد‌های مربوط به پاد‌شاهیِ بدیادران (Vidyadhara) در «دریای اسمار» بینِ سورج‌پرب (Suryaprabha) و شرته‌شرما (Šrutašarman) و نیز نبرد‌های مربوط به کین‌خواهیِ سیاوش و پاد‌شاهیِ آرمانیِ کی‌خسرو در «شاهنامه» است و سپس به مقایسۀ تطبیقیِ ساختارِ تحلیل‌شدۀ روایتِ این نبرد‌ها می‌پردازد. پس از تجزیه‌و‌تحلیلِ قصّه‌ها مشاهده‌می‌شود که الگوی نظریّۀ پراپ تبیینِ مناسبی از ساختارِ رواییِ خویش‌کاری‌های این قصّه‌ها ارائه‌می‌کند که در مواردی با پیشنهاد‌هایی برای کار‌بستِ بهترِ این نظریّه همراه می‌شود. این الگو همسانیِ ساختارِ کلّی و نیز همسانیِ برخی روابطِ درونیِ خویش‌کاری‌ روایت های مذکور را آشکار‌می‌کند. همچنین ناهمسانیِ برخی جزئیّاتِ خویش‌کاری‌ها نیز که می‌تواند نمایانندۀ تفاوت‌های فرهنگیِ هند و ایران به‌عنوانِ بسترِ پردازش‌ روایت‌ها باشد، در نمود‌گارِ خویش‌کاری‌ها انعکاس‌می‌یابد.