سیر تحول رویکردهای مردم‌نگارانه از واقع‌گرایی توصیفی تا واقع گرایی ستیزنده

نویسندگان

1 دکترای مردم‌شناسی از دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
چکیده

ارائة بحثی نظری، مقایسه­یی و اسنادی دربارة مهم­ترین رویکردهای نظری که مردم­نگاری از آغاز تاسیس دانشگاهی رشتة مردم­شناسی به خود دیده، هدف نوشتة حاضر است. تقسیم­بندی و بررسی سیر تحول این رویکردها از مبانی هستی­شناختی و معرفت­شناختی تا ویژگی­های آشکارتر هر یک صورت گرفته و برای هر یک، مثال یا مثال­هایی از بخش­هایی از مردم­نگاری­های معتبر کلاسیک یا متاخری ارائه شده که در ادبیات مردم­شناسی موجود است. واقع­گرایی، تفسیر­گرایی، کاربرد­پذیری برای مردم (نه برای قدرت­ها)، اخلاق­گرایی و انتقادی یا سیاسی بودن در مردم­نگاری، از مهم­ترین مفاهیم مورد بحث هستند که در چهارمین رویکرد (مردم­نگاری/ مردم­شناسی ستیزنده) به اوج خود می رسند. مهم­ترین نتیجه این است که فلسفه و زیست­شناسی توانسته است که مبانی قابل دفاعی را برای اخلاق­گرایی و انتقادی بودن در رویکرد اخیر (چهارم) فراهم نماید. لزوم ارائة چنین بحثی، شفاف­سازی تفاوت­هایی می­باشد که در سطح آکادمی و حوزة علوم اجتماعی بین رویکردهای واقع­گرا و پسامدرن می­تواند جریان داشته باشد.