بررسی تطبیقی پایان جهان در اسطورههای ایران، هند و اسکاندیناوی
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
2 دانشگاه شهرکرد
doi
10.22111/jsr.2017.3526چکیده
وجود پایانی برای هستی، از مهمترین درگیریهای ذهنی انسان است. این دغدغۀ ذهنی، به نوعی در اسطورهها نمود یافته است. بررسی نگرش به پایان جهان در اسطورههای ایران، هند و اسکاندیناوی، محور اصلی این پژوهش است. در این بررسی فرض بر این است با وجود تفاوتهای ظاهری، این سه اسطوره اغلب دارای ساختار و بنمایههای مشترکی هستند. باور به دوری بودن آفرینش اساس وجود قیامت در هر سه اسطوره است؛ آفرینش از یک نقطه شروع میشود، از عصری طلایی عبور میکند و در طول زمان، به فرتوتی دچار میشود. خدایان با از بین بردن جهانِ فرتوت، جهانی نو و تازه میآفرینند. این فرتوتی در ایران به کامل شدن آفرینش منتهی میشود، در هند باعث از بین رفتن همه چیز و خلق دوبارۀ کاینات میشود. در اسکاندیناوی، با از بین رفتن جهان و خدایان، دو انسان نجات مییابند و نسل جدید بشر، هستی مییابد. چرخۀ مرگ و آفرینش چرخهای دایمی است و پایان جهان، پایان آفرینش نیست. در پایان جهان، با رسیدگی به اعمال انسان، بر دوری بودن این چرخه تأکید میشود. در این تحقیق کلیّت اسطورهها به صورت تحلیلی مقایسهای بررسی شد و شباهتها و تفاوتها مشخص گردید.