تحلیل نظر سنایی دربارۀ رابطۀ عقل و شرع با تکیه بر حدیقه و قصاید

نویسندگان

1 دانش آموخته گروه ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی (نویسندة مسئول)

2 عضو هیئت علمی گروه ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.52547/jipt.2023.228356.1309
چکیده

  یکی از دغدغه‌‌های اصلی سنایی، وجوه تقابل و اشتراک میان عقل و شریعت است. اظهار نظرهای متنوع و گوناگون سنایی دربارة عقل و شرع سبب شده است هم چنان که عده‌‌ای لقب حکیم بر وی نهاده‌‌اند، عده‌‌ای نیز او را شاعری متشرع به شمار آورند و‌‌ حتی گاهی او را در زمرۀ خردستیزان بدانند. به نظر می‌رسد دلیل اصلی این برداشت‌های متفاوت از دیدگاه سنایی نسبت به موضوع مذکور، توجه او به مراتب گوناگون عقل و شرع بوده است. پرسش اصلی این است که سنایی بیشتر چه معنایی از عقل و شرع را مدنظر داشته و تحت چه شرایطی عقل را بر شریعت یا شریعت را بر عقل ترجیح داده است. در این مقاله سعی خواهیم کرد با تکیه بر مطالعات کتابخانه‌‌ای، تناقض‌‌های ظاهری کلام وی را در این موضوع توجیه نماییم. به نظر می‌‌رسد سنایی نه تنها خردورزی و دین‌‌داری را در تعارض نمی‌‌دیده است و این دو را مکمل هم می‌‌دانسته است، بلکه معتقد به اتحاد عقل و شرع در مرتبه‌‌ای فراتر از صوت و حرف بوده است.