نقش والدگری نامطلوب در خودشیفتگی فرزندان با نگرشی به آموزه‌های اسلامی (با تأکید بر شاخص محبت و کنترل)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه ایلام

2 استاد و عضو هیأت علمی دانشگاه ایلام

3 دانشگاه ایلام/ایلام/ایران

4 دانشیار گروه روان‌شناسی بالینی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان.

doi
10.22034/iued.2023.1975727.2361
چکیده

خودشیفتگی آسیب‌شناختی نوعی اختلال شخصیت است که شخص مبتلا به آن با ویژگی‌های خودبزرگ‌بینی، فقدان همدلی، احساس استحقاق، عزت‌نفس شکننده، نیاز به تحسین و تأیید، بهره-کشی از دیگران و... شناخته می‌شود. در مطالعات روان‌شناختی، یکی از اسباب بروز این اختلال، والدگری نامطلوب والدین و سبک‌ فرزندپروری نادرست آنان معرفی شده است. با توجه به نگاه ویژه اسلام به نقش والدین در تربیت فرزندان و شکل‌گیری شخصیت متعادل و مثبت آن‌ها، پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی اثرگذاری سبک تربیتی والدین در شکل‌گیری خودشیفتگی فرزندان از نگاه روان‌شناسی و مبانی قرآنی و حدیثی می‌پردازد و در سایه این دو نوع نگرش، با روش تحلیل محتوای کیفی در پی پاسخ به این سؤال است که والدگری نامطلوب چگونه به خودشیفتگی فرزندان منجر می‌شود؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بین نحوه والدگری و فرزندپروری والدین و شخصیت فرزندان آن‌ها کنشی متقابل برقرار است؛ لذا در دل اختلال خودشیفتگی، خلأ ایفای نقش والدگری مطلوب به‌عنوان یک انرژی ارزشمند، دیده می‌شود. این خلأ به‌خصوص در دو شاخص محبت و کنترل (مراقبت)، به دلیل گرفتار شدن در دام افراط‌وتفریط، بیشتر به چشم آمده و در خودشیفتگی فرزندان به میزان زیادی تأثیرگذار است.