رابطه متقابل عواطف و اعمال عبادی و تاثیرآنها بر تربیت افراد با تکیه بر آموزههای دینی
نویسندگان
1 استاد تمام گروه علوم قرآن و حدیث، واحدکرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران (نویسنده مسئول)
2 استادیار گروه فلسفه اسلامی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج ، ایران.
3 دانشجوی دکتری رشته علوم قرآن وحدیث، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
doi
10.22034/iued.2023.1983418.2375چکیده
آموزههای دینی برای تغییرپذیری اخلاق اصالت قائل است. بعثت پیامبران نیز در راستای ایجاد تغییرات در رفتار و اعمال افراد بودهاست. عواطف، عامل اصلی تغییراتی است که در جنبه روحانی فرد اتفاق میافتد. این محرک اعمال، براثر باورها و اعتقادات افراد که مبتنی بر شناخت است، عمل میکند. عواملی از جمله معرفت، جهانبینی، محیط اجتماعی، خانواده و اراده بر عواطف اثر گذارده و در روند تربیتی افراد مشهود میگردد. اگر این شناختها در مسیر دینداری فرد صورت گیرد، موجب عمل به دستورات و احکام الهی میگردد. همچنین هرگاه انسان به فرامین الهی گردن بنهد، خداوند بینشی به او عطا میکند که عواطفش را در مسیر بهتری بکار برد. تاثیر متقابل عواطف و اعمال عبادی را میتوان در مولفههای چون زهد و تقوا، احساس پشیمانی، دعا، جهاد، صبر و نماز، زیارت کردن و تزکیه نفس مشاهده کرد. این مقاله با تمرکز بر تفاسیر مختلف به بررسی آیاتی که بیانگر جنبه عاطفی انساناند، میپردازد. تاثیر تربیتی، رابطه متقابل عواطف و اعمال عبادی را در آموزههای دینی بیان میکند. عواطف در صورتی که با شناخت و آگاهی شکوفا شوند، باعث بهتر عمل کردن به فرامین الهی میشوند. اطاعت از دستورات خداوند و انجام اعمال عبادی هم بر عواطف تاثیر گذاشته و موجب شکوفایی آنها میگردد. نتیجه اینکه این تاثیرات متقابل موجب تربیت صحیح انسان میگردد.