انتقادات سازنده و مخرّب و نقش آنها در تربیت اجتماعی از دیدگاه نهج‌البلاغه؛ زمینه‌ها، کارکردها و آسیب‌ها

نویسندگان

1 دانشگاه ایلام

2 دانشگاه تهران

doi
10.22034/iued.2023.559764.2316
چکیده

روایات نهج‌البلاغه در اوضاع گوناگون اجتماعی و سیاسی صادر شده‌اند و اطلاعات تربیتی سودمندی در اختیار خوانندگان قرار می‌دهند. یکی از مسائلی که در نهج‌البلاغه به آن پرداخته شده، موضوع انتقاد و انتقادپذیری است. از دیدگاه نهج‌البلاغه، انتقادات گوناگون را می‌توان به دو دستۀ کلی انتقادات سازنده/ مثبت و انتقادات مخرّب/ منفی تقسیم کرد. هر یک از این انتقادات، زمینه‌هایی جهت بروز در جامعه دارند و نقش آنها در تربیت اجتماعی غیر قابل انکار است که در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی به یادکرد آنها می‌پردازیم. اهمّ زمینه‌های انتقادات سازنده ‌از نظر امام علی (ع) در نهج‌البلاغه عبارتند از: ریشه‌یابی ضعف و فساد، جامع‌نگری و تیزبینی، آزاداندیشی و پرهیز از هیجانات نااندیشیده، ترجیح منافع جمعی بر منافع فردی و وارستگی از غرض‌ورزی‌های سیاسی؛ چنان‌که قدرت‌طلبی و رقابت‌های سیاسی، بداندیشی و غرض‎ورزی، خام‌اندیشی و ساده‌لوحی، فضای ناسالم و بحران‌زده، و بخل و تنگ‌نظری، زمینه‌های بروز انتقادات مخرّب به شمار می‌روند. کارکردهای تربیتی انتقادات سازنده نیز عبارتند از: اصلاح ضعف‌ها و کژی‌ها و رساندن جامعه به بلوغ فکری و فرهنگی، ایجاد زمینۀ بهره‌برداری بیشتر از سرمایه‌های اقتصادی و اجتماعی، تقویت سرمایۀ اجتماعی و همدلی بیشتر میان مردم و حاکمان، و نفی چاپلوسی و مجیزگویی؛ چنان‌که اهمّ آسیب‌های تربیتی انتقادات مخرّب عبارتند از: از دست دادن فرصت‌ها و تخریب سرمایه‌های فردی و اجتماعی، جلوگیری از بالندگی و شکوفایی جامعه، مشوّش شدن فضای جامعه و عدم امکان تشخیص درست از نادرست، و اختلال در روابط اجتماعی و تضعیف اخوّت ایمانی.