دیگریِ ایرانی در رمان المایسترو سعد القرش برمبنای نظریۀ خود و دیگریِ میخائیل باختین
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات عرب، گروه زبان و ادبیات عرب، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عرب، گروه زبان و ادبیات عرب، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 استاد زبان و ادبیات عرب، گروه زبان و ادبیات عرب، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران(نویسنده مسئول)
4 استاد زبان و ادبیات عرب، گروه زبان و ادبیات عرب، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22077/islah.2024.7062.1386چکیده
توجه به «دیگری» شالودۀ ارتباط میان فرهنگهای مختلف با موضوعات متنوع است؛ از اینرو دیگریِ ایرانی، یکی از آن «دیگری»ها به شمار میرود. رمان المایسترو رمانی دیالوگمحور است که در آن فرهنگهای متفاوت به چشم میخورد. نظریۀ خود و دیگری میخائیل باختین، فضای مناسبی برای حضور پررنگ دیگری در شکلدادن به خود است. تصویرشناسی یکی از نظریههای بسیار گستردۀ حوزۀ ادبیات تطبیقی است که در آن «دیگری» نقش ویژهای دارد. همچنین میان تصویرشناسی نظریۀ خود و دیگری، میخائیل باختین ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. سعد القرش، نویسندۀ برجستۀ مصری است که رمان المایسترو را با ترکیبی از فرهنگهای گوناگون نوشته است. دیگریِ ایرانی یکی از مصادیق فرهنگهای پرداختهشده در رمان المایسترو است که اهمیّت دیگری در برابر خود را مورد تأیید قرار میدهد. در این پژوهش «خود» مفهوم سیالی دارد؛ بهگونهایکه گاهی ایرانی و یک عرب بهعنوان خود در برابر دیگری است؛ همانگونه که یک غربی بهمثابۀ خود در برابر دیگری قرار میگیرد. این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفیـ تحلیلی، دیگریِ ایرانی را در رمان المایسترو با تطبیق بر نظریۀ خود و دیگری میخائیل باختین نقد و بررسی کند. از مهمترین یافتههای این پژوهش آن است که میان تصویرشناسی و نظریۀ باختین، پیوندی ناگسستنی برقرار است؛ بنابراین رمان المایسترو بستر مناسبی برای مطالعات نقد فرهنگی و میانرشتهای، بهویژه فرهنگ ایرانی به شمار میآید که در آن ایدئولوژیهای مخالف و موافق، بدون دخالت نویسنده آورده شده که از برجستهترین مبانی نظریۀ باختین است. این پژوهش، خوانشی نو از ادبیات تطبیقی براساس نظریۀ خود و دیگری باختین در رمان المایسترو ارائه میدهد.