تحلیلی ناواژهگرا از ساخت نمود ناقص و تعامل آن با نمود کامل
نویسندگان
1 گروه زبانشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jolr.2025.373442.666880چکیده
در رهیافت ناواژهگرا به دستور، همۀ تکواژها، چه عناصر واژگانی، چه هستههای نقشنما، اجزاییاند که در حوزۀ نحو ادغام میشوند و سازههای بزرگتر را میسازند. بدین ترتیب، آنچه وند خوانده میشود، در واقع مقولهای صرفینحوی است که هستۀ یک فرافکن نقشنما را اشغال میکند و یک مقولۀ دیگر را در مقام متمم خود میپذیرد (امبیک 2015). پژوهش حاضر با چنین رویکردی، به تحلیل ساخت نمود ناقص در فارسی و تعامل صرفینحوی آن با اشتقاق نمود کامل میپردازد. نمود ناقص که یکی از دو گونۀ نمود دستوری در فارسی بهشمار میرود، در قالب سازههایی جلوهگر میشود که بنا به سنت فعلهای استمراری و مستمر خوانده میشوند. همچون نمود کامل، این ساختار فعلی نیز در دو زمان حال و گذشته بهکار میرود، گو اینکه در فارسی معاصر، نمود ناقص، برخلاف همتای کامل خود که با وجه اخباری و التزامی و حتی گاهی امری ظاهر میشود، صرفاً بر وجه اخباری دلالت میکند. در روند پژوهش استدلال میکنیم که تحلیل واژهگرا و رویکرد مشخصهبنیاد، به ویژه آنجا که مسئلۀ تعامل پیشوند «میـ» با وندهای سببی (ـان) و نمود کامل (تناوب ـده/ ـته) به میان میآید، نمیتواند چگونگی تولید صورتهای فعلی مختلف را توضیح دهد. ازاینرو، برپایۀ نحو ناواژهگرا و بهویژه با نگاه صرف توزیعی، به تبیین ساخت نمود ناقص در فارسی میپردازیم و تعامل وند نشانگر این نمود دستوری را با دیگر عناصر تصریفی فعل بررسی میکنیم. در این روند، نشان میدهیم که در سلسله مراتب فرافکنهای نقشنمای جمله در فارسی، فرافکن نمود کامل بر فراز فرافکن نمود ناقص ادغام میشود. در این ساختار، هستۀ فرافکن نمود کامل که جایگاه درج فعل کمکی آشکار است، بر هستۀ فرافکن نمود ناقص که میزبان یک فعل دستوری ناملفوظ است، تسلط دارد. چنانکه خواهیم دید، شواهد تجربی از روند واژهبستسازی فعل کمکی نمود کامل («باش» در فارسی و «have» در انگلیسی) در جملات حال کامل استمراری، یافتۀ اخیر را تأیید میکنند