خوانش میان رشته ای شیراز و بدرود شیراز بر اساس دیدگاه وستفال
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی ، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22077/islah.2024.7625.1449چکیده
در این پژوهش با بهرهگیری از رویکرد میانرشتهای نقد جغرافیایی و به ویژه عناصر سهگانة آن از دیدگاه وستفال یعنی چندکانونی، چندحسی و چینهنگاری، دو نوع مختلف ادبی یعنی رمان (رمان شیراز از هامبورگر) و خاطرهنویسی (بدرود شیراز از کدیور) بررسی و تحلیل شده است. بررسی عنصر چندکانونی نشان میدهد که شناخت مکان مورد بررسی یعنی شهر شیراز در پرتو دو دید بومی و بیگانه بهتر انجام میشود و نگاه تکقطبی به مکان در شناخت کامل آن اختلال ایجاد میکند. همچنین تحلیل عنصر چندحسی، نشان میدهد که با وجود منظرههای صوتی و بازنمایی مکان با بهرهگیری از حس بویایی، بازنمایی دیداری در هر دو اثر تسلط دارد گرچه کاملترین نوع بازنمایی با بهرهگیری از حواس مختلف امکانپذیر است. عنصر سوم یعنی چینهنگاری نیز که به عنصر زمان در شناخت و بازنمایی درست مکان توجه میکند، با نشان دادن چینههای زمانی مختلف در شیراز که در هر دو اثر به خوبی بازنمایی شدهاند، پیوستگی عوامل فرهنگی، تاریخی و محیطی در شکل دادن به شخصیت منحصر به فرد شهر شیراز را نشان می دهد و نمایی پسامدرن به آن می بخشد. همچنین یافتههای پژوهش نشاندهندة صحت بالای بازنمایی یعنی حضور مرجعهای واقعی در رمان شیراز با وجود تخیلی بودن آن است.