تأثیر مبانی کلامی در حل مسئلۀ تبعیت یا عدم تبعیت احکام از مصالح و مفاسد
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی مؤسسة آموزشی پژوهشی امام خمینی (نویسندة مسئول)
doi
10.52547/jipt.2022.223470.1145چکیده
مسئلۀ تبعیت یا عدم تبعیت احکام از مصالح و مفاسد از مسائل بین رشتهای میان کلام و فقه است. در این باره، اندیشوران شیعه با اشاعره ـ که بر عدم تبعیت احکام از مصالح و مفاسد پافشاری میکنند ـ اختلاف نظر دارند، از سوی دیگر خود نیز، یکسان نمیاندیشند. برخی بر تبعیت مطلق احکام از مصالح و مفاسد تأکید دارند و برخی نیز تبعیت نسبی احکام از مصالح و مفاسد را باور دارند. آنچه این نوشتار در پی آنهاست، در پی نشاندادن تأثیر مبانی کلامی در حل این مسئله است. به نظر میرسد برای حل این مسئله باید تکلیف خود را با چهار مبنای مهم کلامی و عقلی روشن کنیم: حسن و قبح ذاتی یا شرعی؛ عدل الهی، هدفمندی خداوند در افعال و استحالة ترجیح بلامرجح. نویسنده با نشان دادن چگونگی تأثیر این مبانی در حل این مسئله، در نهایت نظریۀ تبعیت مطلق احکام از مصالح و مفاسد را برگزیده است.