نقد و بررسی اتهام مستشرقان نسبت به خشونت طلبی اسلام و عدم مدارا با پیروان دیگر ادیان (اهل کتاب) متناظر با موضوع جهاد در اسلام

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه شهید بهشتی (نویسندة مسئول)

2 عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.52547/jipt.2022.223268.1138
چکیده

خشونت طلبی و عدم مدارا با پیروان دیگر ادیان و یا عدم توجه به تکثرگرایی عقیدتی و دینی، یکی از اتهاماتی است که از جانب بسیاری از مستشرقان همواره در طی تاریخ متوجه قرآن، پیامبر اسلام (ص) و مسلمانان بوده است. ظهور ‌این اتهام در‌اندیشة مستشرقان در خصوص اهل کتاب بیشتر در موضوعاتی همچون جهاد و برخورد پیامبر (ص) با مخالفان خود در مدینه و سه طایفة یهودی «بنی قینقاع، بنی النضیر و بنی القریظه» و یهودیان خیبر و فدک و به ویژه شدت مقابلة پیامبر (ص) با یهودیان «بنی قریظه» پس از بعثت نبی مکرم اسلام ارزیابی می‌شود. برخی از خاورشناسان اهداف ‌این جنگ‌های پیامبر (ص) را مادی دانسته و موضوعاتی همچون کشورگشایی و سلطه‌گری سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و حتی غارت‌های بدوی را در ‌این اهداف مطرح ساخته‌اند. در واقع بسیاری از اسلام پژوهان غربی ضمن تعریف مفهوم جهاد در اسلام و تُهی عنوان نمودن ‌این مفهوم از انگیزه‌های الهی، درک ‌این مفهوم را برای غیرمسلمانان دشوار دانسته و آیات قرآن و رفتارهای پیامبر (ص) را در موقعیت‌های زمانی مختلف متناقض و به دور از منطق عقلایی و متأثراز ضعف و قدرت مسلمانان در ادوار مختلف و عامل گسترش خشونت ارزیابی می‌کنند. این اتهام مستشرقان که اسلام و پیامبر (ص) را عامل گسترش خشونت و نابردبار در مقابل دگر اندیشان معرفی می‌کند با فلسفة بعثت پیامبران الهی هم خوانی ندارد چرا که رسالت انبیاء مشخص نمودن حقوق انسان‌ها و برپایی عدل، قسط و صلحی پایدار در میان آنهاست. اصل اولیه در اسلام رعایت حقوق همة انسان‌ها و برقراری ارتباط با همگان مبتنی بر صلح و زندگی مسالمت‌آمیز است. جهاد نیز در اسلام همواره موضوعی دفاعی بوده و همة جنگ‌های پیامبر (ص) در صدر اسلام نیز برای دفاع از کیان اسلام و مسلمانان صورت گرفته است. بررسی سیر تشریعی جهاد در اسلام گویای رابطه‌ای منطقی در سیرة رسول گرامی‌‌اسلام متناسب با تعامل یا تقابل یهودیان و مسیحیان با اسلام و مسلمانان است. آنچه مسلم است رسول خدا در ابتدای ورود به مدینه با طوایف یهودی ساکن در مدینه پیمان همزیستی مسالمت آمیز امضاء نمودند و حقوق مادی و معنوی آنان را محترم شمردند و از آنها درخواست کردند که از هرگونه همکاری با دشمنان مسلمانان اجتناب ورزند اما متأسفانه هر سه طایفة یهودی یکی پس از دیگری پیمان شکستند و به مسلمان‌ها خیانت کردند و لذا اخراج دو طایفة یهودی «بنی قینقاع» و «بنی نضیر» از مدینه اقدامی‌‌متناسب با خیانت آنها بود و اما آنچه برخی از منابع تاریخی و به تبع آنها مستشرقان در خصوص «بنی قریظه» و کشتارِ جمعیِ اسیرانِ ذکور آنها و متهم کردن پیامبر (ص) به افراط در خشونت گزارش شده علاوه بر عدم تطابق با سیرة مسلم رسول خدا(ص) و علی(ع) و فروعات فقهی و موافقت با مجازات پیمان شکنان در تورات منتخب در بین یهودیان با گزارش‌ آیة 26 از سورة احزاب در خصوص داستان بنی قریظه نیز سازگار نیست.