همگرایی فرهنگی و اجتماعی در اوراسیای مرکزی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مطالعات منطقهای، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد گروه مطالعات منطقهای، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jhgr.2021.314329.1008210چکیده
یکی از مهمترین رخدادهای قرن بیستم تجزیه اتحاد شوروی بود که مرحله جدیدی از تعاملهای چندبعدی را هم برای کشورهای جانشین و هم برای دیگر کشورهای درگیر در این تکامل تاریخی گشود. کشورهای پساشوروی با پیامدها و میراث گذشته تاریخی خود روبهرو هستند که تأثیرهای عمیقی در روند همگرایی کشورهای منطقه دارد. روسیه و دیگر کشورهای پساشوروی، نهادهای دولتی، بینشهای سیاسی، اجتماعی و امنیتی، فرهنگ سیاسی را از گذشته به ارث بردهاند. کشورهای نو استقلال در تلاش بودند مشکلات داخلی خود را با پشتیبانی قدرتهای خارجی حل کنند، اما شوق اولیه برای همگرایی با کشورهای غربی بهزودی فروکش کرد و مشکلات مشابه درون این کشورها آشکار شد. عوامل فرهنگی، زبانی، جغرافیایی و پیوندهای شخصی و نهادی روسها با مناطق پیرامونی در دوره پساشوروی از بین نرفته است. بنابراین، روسیه سعی دارد در حوزه همگراییهای اوراسیایی ازجمله فرهنگی و اجتماعی دست برتر را داشته باشد. هدف نویسندگان، بررسی این موضوع است که روسیه در همگرایی اوراسیایی میخواهد نقش رهبری داشته باشد و این روند را از راه ابزارهای قدرت نرمی که در منطقه در اختیار دارد، مدیریت میکند. پرسش اصلی مقاله این است که در فرآیند همگرایی فرهنگی و اجتماعی اوراسیای مرکزی در دوره پساشوروی، روسیه چگونه نقش داشته است؟ فرضیه نویسندگان این است که در فرایند همگرایی فرهنگی و اجتماعی اوراسیای مرکزی، روسیه با تمرکز بر ابزارهای فرهنگی قدرت نرم خود، موقعیت خود را در اوراسیای مرکزی با استفاده از زبان روسی، آموزش، مذهب و رسانه تقویت کرده است.