بررسی مقایسهای مفهومسازی شناختی «دانشگاه» در گفتمانهای اصلاحطلبی، اصولگرایی و اعتدال-گرایی
نویسندگان
1 گروه زبانشناسی همگانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
2 رئیس دانشکده زبانهای خارجی و مطالعات بینافرهنگی دانشگاه باقرالعلوم. قم. ایران
3 گروه زبانشناسی همگانی، واحد قم،دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
doi
چکیده
دانشگاه یک سازمان اجتماعی پیچیدهای با نقشهای اجتماعی مهم است که هرگونه تغییر نگرش به آن میتواند پیامدهایی جدی داشته باشد. در دو دهه اخیر رویکردهای مختلف دولتها منجر به تغییراتی بنیادین در سیاستگذاری آموزشعالی شده است که برخی پیامدهای منفی برای آموزشعالی داشته است. چون استعاره مفهومی راهی برای درک مفاهیم انتزاعی از طریق مفاهیم عینی است، میتوان با تحلیل استعاری، به اندیشۀ بنیادین پشت این سیاستها دست یافت. لذا، مقاله حاضر میخواهد نگرش 3 گفتمان اصلاحطلبی، اصولگرایی و اعتدالگرایی نسبت به «دانشگاه» را بررسیکرده، به این پرسش پاسخ دهدکه «دانشگاه» بهمثابه مکان آموزشعالی چگونه در گفتار نمایندگان این 3 گفتمان از منظر شناختی مفهومسازی شده است. برای پاسخ به این پرسش، سعی شد با استفاده از روش تحلیلکیفی استعارههای مفهومی مبتنی بر «دانشگاه» و نحوه کاربست آنها در هر 3گفتمان، مواضع آنها نسبت به آموزشعالی مطالعه شود. این پژوهش به لحاظ چارچوب نظری مبتنی بر لیکاف و جانسون (1980) و به لحاظ روشی، مبتنی بر چارتریسبلک (2004) است. نسبت وقوع واژه «دانشگاه» به کل پیکره حدود 0.21% درصد و بیشترین بسامد کاربرد مربوط به اعتدالگرایان بود. از دیگر یافتههای این پژوهش میتوان به حوزه مبدا تکبعدی «انسان» در مفهومسازی دانشگاه در سه جریان سیاسی اشاره کرد. انسانپنداری دانشگاه این امکان را فراهم میکند که بتوان نگاهی ایدئولوژیک به دانشگاه داشت و همچون انسان آن را به سمتوسوهای خاص هدایت کرد.