فرهنگ پذیری در بستر عقلانیت در جهت رسیدن به همزیستی مسالمت آمیز (با رویکرد عقلانیت ارتباطی هابرماس)
نویسندگان
1 استادیار فلسفه، گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی،دانشگاه یاسوج،یاسوج،ایران
2 کارشناس ارشد فلسفه، گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
3 پژوهشگر در دانشگاه تهران
doi
چکیده
فرهنگپذیری متأثر از جوامع دیگر میتواند آسیبهایی به دنبال خود داشته باشد و مدام در جدال با از خودبیگانگی آگاهانه یا ناآگاهانه قرار گیرد. به همین دلیل جامعهشناسان، آسیبشناسان و رسانهها باید نقش خود را به درستی ایفا کنند و شکلهای همکنشی آن فرهنگ را مورد ارزیابی قرار دهند و به یک باز تولید فرهنگی برسند؛ چرا که باز تولید فرهنگی توسط هنجارهای مختلف اجتماعی میتواند در همزیستی مسالمتآمیز یا از خودبیگانگی آن جامعه تأثیرگذار باشد. بسیاری از جوامع در جریان فرهنگپذیری از جوامع دیگر، از هنجارهایی الگوبرداری کردهاند که پاسخگوی نیازشان نبوده است، در نهایت دچار نوعی تضاد فرهنگی شده و آسیبهای جدیای به ساختار فرهنگی-اجتماعی و به تبع آن نهادهای دیگر اجتماع وارد شده است. پذیرش هر فرهنگ جدید خواهان بسترِ رشدی عقلانیست برای فراهم کردن یک فضای گفتوگو در جهت بازتولید فرهنگی بدون آسیب رسیدن به فرهنگ بومی و منحصر به فرد آن جامعه و نیز آزادیهای مدنی آن. چرا که فرهنگپذیری با کنش اجتماعی سر و کار دارد و نهادینه کردن بستری عقلانی برای رهایی از خودبیگانگی در روند فرهنگپذیری حائز اهمیت است. از این رو می توان ظرفیت فرهنگپذیری یک جامعه را در بستر عقلانیت تبیین کرد و آن را راهکاری برای همزیستی مسالمتآمیز دانست. روش پژوهش حاضر کتابخانهای و تئوریکال میباشد که به مطالعه، تبیین و تحلیل منابع موجود متناسب با موضوع برای ارائهی راهکاری نو پرداخته است.