خلوت در حرای دل، بارزترین توصیۀ اقبال برای عرفا
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی مجتمع آموزش عالی سراوان
2 استادیار گروه فلسفه و عرفان دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22111/jsr.2016.2587چکیده
تجلی عرفان اسلامی در ادبیات فارسی به درجهیی است که همچون طاووس در آثار مختلف زبان فارسی جلوههای گوناگون و متنوع دارد.این چشم اندازهای دلفریب وقتی با سایر نحلهها از قبیل عرفان هندی-بودایی همجوار میگردد دلبری صد چندان پیدا میکند. اقبال شاعر جامعالاطراف شبه قاره که از زیور علم و دین و نظر و عمل توامان بهرهمند است، در خصوص مبانی و اصول تصوف و عرفان نیز، با عنایت به همجواری با مکتب غنی عرفان هندی و مطالعات و سیر و سفر در ممالک غربی،عقاید نو و نقدهای راهگشا ابراز نموده است.اقبال لاهوری برای خروج مسلمین از انزوا و سکوتی که اسلام را به گوشهنشینی سوق داده است و از طرف دیگر بستر ورود توسعه طلبان و استعمار گران را فراهم ساخته است به گونهی دیگر از خلوت رو میآورد. در این پژوهش با روش توصیفی و مراجعه به اسناد و مراجع بر آن هستیم تا نظر خاص اقبال در باب خلوت که هم متاثر از اندیشههای رایج در عرفان شبه قاره است و هم ناشی از دیدگاه اقبال در باب ورود و دخالت مسلمین در مباحث اجتماعی جامعه خودشان میباشد، را بررسی مینمائیم.