تحلیل تطبیقی مفهوم سازگاری در جستارهای دیوید هیوم و رسالۀ دربارۀ انسانِ آلکساندر پوپ
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ زبان های خارجی، دانشگاه تهران، تهران،
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات انگلیسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، پردیس البرز دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ زبان های خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22077/islah.2024.7542.1438چکیده
کشف انگیزههای رفتارهای انسان به موضوعی بحثبرانگیز در میان فلاسفۀ قرون هفدهم و هجدهم تبدیل شده بود. درحالیکه حامیان اختیارگرایی معتقد بودند که اعمال انسان از یک ارادۀ درونی ناشی میشود، جبرگرایان از سوی دیگر معتقد بودند که اعمال انسان معلول علل بیرونی است که اصولاٌ خارج از ارادۀ فردی هستند. دیوید هیوم راه حل میانهای را برای این اختلافِ بین فلاسفه یافت و آن را «کنش میانه» نامید. این مطالعۀ تطبیقی با هدف کشف مفهوم و آثار کنش میانۀ دیوید هیوم در کارهای الکساندر پوپ انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، نظرات هیوم که در فصل هشتم کتاب تحقیقی در مورد درک انسانی، با عنوان «آزادی و ضرورت» بیان شده است، مورد بررسی قرار گرفته و با دیدگاههای پوپ در رسالۀ دربارۀ انسان، تطبیق داده شده است. با روش تطبیقی میتوان استدلال کرد و نتیجه گرفت که افکار هیوم در آثار پوپ تأثیر گذاشته است و هر دو متفکر، غرایز انسانی را بهعنوان انگیزۀ واقعی در پسِ اعمال انسان پذیرفتهاند. از طریق یک تحلیل بینامتنی، همچنین میتوان نتیجه گرفت که این یا تأثیر مستقیم افکار هیوم بر پوپ بوده است و یا اینکه هردو شخصیت تحت تأثیر جریانهای فکری قرن هجدهم، ازجمله جریان روشنفکری و سکولاریزم بودهاند.