محافظ و ویرانگر: اهمیت دین در آثار نمایشی مارکوس گاردلی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران (نویسندۀ مسئول)
doi
10.22077/islah.2024.7662.1453چکیده
نمایشنامهنویس دورۀ پساسیاه، مارکوس گاردلی، در آثارش به مقولۀ هویت آمریکاییان آفریقاییتبار در بافتار عناصر متنوع اجتماعیـ فرهنگی میپردازد. مقالۀ حاضر با استفاده از مطالعات فرهنگی و جامعهشناختی دربارۀ نقش دین در زندگی آمریکاییان آفریقاییتبار، اهمیت دین را بهعنوان عنصری جداییناپذیر از هویت این آمریکاییان در سه نمایشنامۀ گاردلی بررسی میکند: و مسیح در امتداد رودخانۀ میسیسیپی میرقصد، خانهای که برپا نخواهد ماند و گرگی در کفشهایی از پوست مار. این مقاله با بهرهگیری از مفهوم هویت در چهارچوب نقد آمریکاییـ آفریقایی، تصویر کلیسا و اعتقادات دینی را در شکلدهی به هویت سیاهپوستان آمریکا میکاود و نشان میدهد که تصویر روشنگرانه و چندبعدیای که گاردلی از مقولۀ دین در نمایشنامههایش فراروی ما میگذارد، حاکی از نقشی پیچیده و متناقضنماست؛ بهگونهایکه میتوان گفت هویت آمریکاییان آفریقاییتبار، هم از دین بهره میبرد و هم از آن زیان میبیند. این مطالعه نشان میدهد که گاهی مسیحیت در نمایشنامههای گاردلی در قبال آمریکاییان آفریقاییتباری که مدتها با تبعیضنژادی درگیر بوده و از این بابت دچار ضربههای شدید روحیِ فردی و جمعی شدهاند، بهعنوان دارویی آرامشبخش عمل میکند؛ چنانکه در مورد فری، مود لین و میس سیپی اتفاق میافتد. از طرف دیگر، در مواردی نیز، خوانشی از مسیحیت، بهعنوان سدی در برابر درک حقیقی هویت برخی از این آمریکاییان عمل کرده است؛ چنانکه در زندگی گامپیر دیده میشود.