دو تصویر ذهنی از یک مفهوم: نگاهی شناختی-تطبیقی به روایتهای زنانه و مردانه فارغالتحصیلان مقطع دکترای علوم انسانی از مفهوم دانشگاه
نویسندگان
1 دکتری تخصصی انسانشناسی
doi
چکیده
در واقعیتهای ذهنی ما، ناهماهنگی پدیدهای نسبتاً شایع است و به گفته روانشناسان شناختی و اجتماعی، این ناهماهنگی شناختی گاه مولد افسردگی و مشکلات روحی در افراد میشود. اما افراد درگیر غالباً به فراخور تواناییهای خود درصدد اتخاذ راهبردهایی برای فائق آمدن بر این ناهماهنگیها برمیآیند. در پژوهشی مقدماتی با تمرکز بر تصویر دانشگاه در اذهان زنان و مردان فارغالتحصیل دکترای علوم انسانی دریافتیم که شناخت و تصویر ذهنی آنها از مفهوم دانشگاه قبل از ورود به مقطع دکترا و بعد از فارغالتحصیلی دچار نوعی ناهماهنگی است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با این پرسش انجام شد که تغییر تصویر ذهنی از مفهوم دانشگاه چگونه رخ میدهد و از همه مهمتر زنان و مردان برای رفع یا کاهش این ناهماهنگی شناختی از چه راهبردهایی استفاده میکنند. روایتهای مردانه و زنانه از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختیافته با بیست نفر از فارغالتحصیلان رشتههای علوم انسانی جمعآوری شدهاند. برای پاسخ به پرسش اول، با استفاده از نظریه طرحوارههای فرهنگی و تحلیل روایتهای به دست آمده، چگونگی تغییر مفهوم دانشگاه در ذهن زنان و مردان با کمک سه طرحواره رویدادی، نقشی و تصوری نشان داده شد. همچنین راهبردهایی که این گروه از زنان و مردان عمدتاً برای کاهش یا رفع ناهماهنگیهای شناختی در مورد مفهوم دانشگاه به کار میگیرند، در چهار دسته تقسیمبندی شد. بر اساس یافتههای پژوهش، راهبردهای زنان و مردان برای رفع و کاهش ناهماهنگی شناختی به شکل معناداری با هم متفاوت هستند.