بررسی تطبیقی متالپسیس در رمان و فیلم کتابدزد با تکیه بر آرای جولیان هانبک
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسیارشد سینما، دانشگاه کمالالملک نوشهر، ایران، نوشهر
2 استادیار دانشگاه تهران، دپارتمان هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران. (نویسندۀ مسئول)
doi
10.22077/islah.2023.6744.1334چکیده
متالپسیس نوع خاصی از روایت است که موجب تخطی میان سطوح روایی میشود و میتواند از رسانهای به رسانۀ دیگر منتقل شود و در این انتقال ممکن است مضامین، به شکل دیگری در مقصد بروز کند. اگرچه خواص متالپسیس در شرایط پستمدرن مورد توجه قرار گرفته است؛ اما تحقیقات گسترده در فرهنگهای کهن جهان، نمایانگر آن است که استفاده از این شیوۀ روایی در ادبیات و هنر سابقۀ طولانی دارد. از سویی مطالعات تطبیقی و بینارشتهای بهدلیل رمزگشایی مرزهای مرئی و نامرئی، از اهمیت قابلتوجهی برخوردار است. پژوهش حاضر این رویه را از ادبیات به سینما مورد مداقه قرار داده است و مسئلۀ آن بررسی نحوۀ انتقال متالپسیس نوشتاری به متالپسیس تصویری است. هدف پژوهش حاضر تحلیل علائم و اثرات متالپسیس، ازجمله غوطهوری، توهم زیباییشناختی، نحوۀ شکستن دیوار چهارم در انتقال از ادبیات به سینماست. روش پژوهش کیفی با رویکرد روایتپژوهی است؛ از اینرو رمان و فیلم کتابدزد به صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار گرفته است. نتیجۀ بهدستآمده نشان از آن دارد که در فیلم برخلاف رمان، بیشترین بخش روایت را دوربین بیطرف پیش میبرد و با متالپسیس سراسری مواجه نیستیم و فقط گاهی تخطیهایی با علائم شدید و واضح روی میدهد.