بررسی و نقد شبهه تأثیرپذیری پیامبر(ص) و قرآن از اهل‌کتاب با تأکید بر آرای مستشرقان

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکتری دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.52547/jipt.2020.97438
چکیده

قرآن کریم به عنوان شریعت جهانی در محیطی بر قلب پیامبر اعظم محمد مصطفی(ص) نازل شد که ادیان بسیاری اعم از یهودیت، مسیحیت، مجوسیت و صابعیت پیش از نزول قرآن مطرح بوده و پیروان بسیاری داشتند. از‌ ‌این رو پیامبر اکرم(ص) گذشته از تخاطب با مشرکان و در اصلاح‌ اندیشه‌های رایج در میان پیروان‌ ‌این ادیان کوشش بسیاری داشته و‌‌ آیات بسیاری از قرآن کریم نیز با همین هدف نازل شده است. به دنبال‌ ‌این معنا باب گفتگو در میان پیروان قرآن و دیگر ادیان توحیدی بازگردید و همواره‌ ‌این معنا در تاریخ اسلام جریان داشته و دارد. برخی از هواداران‌ ‌این ادیان نیز پس از مبارزات کلامی، به اسلام و قرآن ‌‌ایمان آوردند و مسلمان شدند و بسیاری نیز به عناد خود ادامه و بر ضد اسلام اقدامات خصمانه‌‌ای انجام دادند، از جملة‌ ‌این مواضع خصمانه‌ ‌این اتهام است که پیامبر اکرم(ص) از یهودیت و مسیحیت خبری نداشته جز آنچه از خود آنها در مکه و مدینه شنیده است و متأسفانه مشرکان متعددی به‌ ‌این فضا دامن زده‌اند و حال آنکه قرآن کریم خود را مهیمن بر تورات و انجیل می‌‌داند و متعرض خطاهایی است که مسیحیت و یهودیت از آن خبر نداشته‌اند از‌ ‌این رو دانشمندان اسلامی‌‌همگی بر‌ ‌این اعتقادند که اگرچه اشتراکاتی در بین ادیان ابراهیمی‌ ‌و کتب مقدس آنان وجود دارد اما قرآن کریم صراحتاً خود را «مُهَیْمِن» بر آنان معرفی نموده و نه تنها قرآن و پیامبر(ص) متأثر از اهل کتاب و آموزه‌‌های آنان نبوده بلکه بسیاری از اعتقادات آنان توسط قرآن و پیامبر(ص) باطل شمرده شده و کتب مقدس نزد آنان نیز محرّف نامیده شده است.آنچه ضرورت‌ ‌این مقاله را آشکار می‌‌نماید‌ ‌این است که‌ ‌این‌‌گونه نظریه پردازی‌‌ها خصوصاً با رنگ و لعاب قرآنی، می‌تواند مبنا و بستری برای پژوهش‌‌های دیگر پژوهشگران، مردم عادی علاقه‌‌مند به شناخت از اسلام در زمان کنونی و حتی در نسل‌‌های‌آینده قرار گیرد لذا عدم واکنش یا عدم توجه دانشمندان نسبت به بررسی و نقد‌ ‌این آثار علمی، به‌ویژه از دیدگاه اسلام ناب شیعی در موضوع شبهه اقتباس قرآن از اهل‌‌کتاب، می‌‌تواند در‌ ‌این میدان فراخ بلامنازع آثار مخرب و زیان‌‌باری را متوجه اسلام و آموزه‌‌های قرآنی نماید. در‌ ‌این مقاله سعی بر آن است که پس از استحصال آرای مستشرقان و مشخص نمودن مرزبندی موضوع مذکور ضمن بررسی و نقد آن آراء از منظر مکتب تشیع به تأثیرپذیری برخی از‌ ‌این آراء از منابع غیرمعتبر اسلامی‌ ‌و برداشت‌های ناتمام و ناصحیح آنها به‌ویژه از قرآن با تأکید بر اقتباس از مصادر کتبی و شفاهی اهل کتاب اشاره نماییم.