ارزیابی ساختار فضایی مناطق کلانشهری از منظر قابلیتهای همافزایی اقتصادی مورد پژوهی: منطقه کلانشهری تهران
نویسندگان
1 دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه جغرافیایی انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استاد گروه برنامهریزی و طراحی شهری و منطقهای، دانشکده شهرسازی و معماری دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22059/jhgr.2021.323180.1008292چکیده
مناطق کلانشهری به دلیل وجود قابلیتهای گوناگون از نظر اقتصادی همواره موردتوجه برنامهریزان و سیاستگذاران بودهاند. این مناطق در ادبیات جهانی بهعنوان موتور توسعه کشورها شناخته میشود. ازاینرو، بررسی وضعیت ساختار فضایی نظام فعالیت مناطق کلانشهری که بازنمایی از اقتصاد این مناطق و بیانگر میزان توسعهیافتگی اقتصادی است، ضرورت دارد. نوع ساختار فضایی، بیانگر توسعه منطقه است که هر چه این ساختار فضایی به سمت روابط کارکردی و دوسویه پیش برود، بیانگر توازن منطقهای و مکمل بودن و همافزا بودن نظام فعالیتی در منطقه است. روش پژوهش در این تحقیق ترکیبی است. برای سنجش ساختار فضایی ابعاد مورفولوژیکی، کارکردی و جهت تحلیل نظام فعالیت اقتصادی از منظر تخصص گرایی از نظریه جغرافیای اقتصادی جدید بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که ساختار فضایی منطقه کلانشهری از بعد مورفولوژیکی تک مرکزی است که گرایش به سمت چند مرکزیت دارد و از بعد کارکردی به دلیل شکلگیری مراکز ضعیف کارکردی، گرایش بسیار ضعیف به سمت ساختار فضایی کارکردی دارد. بررسی شاخصهای همافزایی نشان میدهد که شاخصهای تخصص گرایی، تنوعگرایی و تمرکزگرایی در تهران روند کاهشی دارد اما این موضوع در سایر شهرستانهای منطقه کلانشهری شامل کرج، ساوجبلاغ، ری، پاکدشت، رباطکریم و شهریار تقویت شدهاست که بیانگر اهمیت اقتصادی این شهرستانها برای ایفای نقش همافزا است. اما ساختار فضایی منطقه کلانشهری تهران قابلیتهای کمی جهت پشتیبانی از روابط همافزا میان بازیگران منطقه کلانشهری دارد. در نهایت، فقدان یکپارچگی، انسجام کارکردی و توزیع نامتوازن فعالیتها موجب ناکارآمدی ساختار فضایی منطقه کلانشهری جهت همافزایی اقتصادی شدهاست.