مقایسۀ فضای گفتمانی در ساختارِ آئین و فُرمِ سینمایی بر اساس نظریۀ اسطوره‌سنجی ژیلبر دوران بستر مطالعاتی: مرثیۀ برف

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای پژوهش هنر، گروه هنر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران

2 استادیار پژوهش هنر، گروه هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران

doi
10.22077/islah.2023.5968.1206
چکیده

پژوهش حاضر بر آن است تا با تمرکز بر روش اسطوره‌سنجیِ ژیلبر دوران به بررسی رابطۀ فُرمِ سینما و ساختار‌های آیینی و کُهن‌الگویی بپردازد. مسئلۀ اصلی تحقیق این است که نیروهای برسازندۀ تخیل و ادراک، با چه فرایندی با فُرم‌های بصری درگیر می‌شوند. به نظر می‌رسد این فرایندها به­مثابۀ نوعی از کارکردهای زیبایی‌شناختی سینما، از قبل با الگوهای ثابت، ایستا و کُهن‌الگویی درگیر هستند؛ به­نحوی که کُنشِ تماشاکردن، فضای آمیخته و درهم‌تنیده­ای‌ از نیروهای هم‌سو و متضاد را پدید می‌آورد که از یک‌سو، با ساختارهایِ بیرونی مانند نظام‌های اجتماعی و جهان‌زیست‌های تماشاگران و از سوی دیگر، در پیوند با نظام‌های درونی همچون کُهن‌الگوها، نمادها، ارزش‌ها و باورهای اخلاقی درگیر است. پژوهش به روش توصیفی­ـ تحلیلی انجام و داده‌ها از منابعِ کتابخانه‌ای گردآوری شده است. تأملات بر روی فیلمِ مرثیۀ برف، نشان داد کارکردهای زیبایی‌شناختیِ فُرمیک، این روابط را به فضایی هم‌آمیخته، تنشی و سیّال تبدیل کرده است؛ به‌گونه‌ای که ارزش‌ها و مفاهیم در ساختاری نرم و منعطف و در عینِ حال نظام‌مند و منسجم شکل می‌‌گیرند.