«بررسی تطبیقی کرامات اولیاء از دیدگاه هجویری، قشیری و امام محمّد غزّالی»

نویسندگان

1 دانشگاه بوعلی سینا همدان

2 دانشگاه بوعلی سینا همدان

doi
10.52547/jipt.2020.97391
چکیده

منطبق با برخی آموزه­های عرفان و تصوّف به سالک در هنگام وصول به حق نیروی دخل و تصرّف در طبیعت عطا می­شود که نتیجۀ آن صدور اعمالی است که دیگران از انجام آن عاجزند که از آن به «خرق عادات و کرامات» تعبیر می­شود.هدف پژوهش حاضر بیان دیدگاه­های هجویری، قشیری و امام محمّد غزّالی در اثبات این گونه افعال است و از آن جا که ایشان از آثار پیشین و هم عصر خود بهره جسته و بر آثار پسین نیز تأثیر گذار بوده­اند، بررسی آثار آنها می­تواند روشنگر عقاید کلّی پیرامون مسأله کرامت اولیاء در تصوّف اسلامی باشد؛ از این­رو این پژوهش با روش کیفی و به شیوۀ تحلیلی ـ تطبیقی و با استفاده از منابع کتابخانه­ای و با نگاهی متن محور به تحلیل نظریّات ایشان دربارۀ کرامت خواهد پرداخت. تأیید و اثبات کرامات نزد هر سه مؤلف عمدتاً مبنایی روایی و نقلی دارد و ایشان با استناد به دلایل نقلی نظیر اشارات قرآنی، احادیث و روایات و بیان حکایات از سایر عرفا به بیان و اثبات جواز صدور کرامات از سوی اولیاء می­پردازند. در دیدگاه ایشان کرامات شرط ولایت نبوده، بلکه جزئی از مقام اولیاء و مؤید نبوّت و رسالت انبیاست.