بررسی فرودستی مضاعف زن مهاجر در رمان‌های «شالی به درازای جادۀ ابریشم» و «فرهنگ فشردۀ لغات چینی به انگلیسی برای عشاق» با تکیه بر نظریۀ اسپیوک

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران (نویسندۀ مسئول)

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

doi
10.22077/islah.2023.6063.1222
چکیده

این تحقیق بر آن است تا رمان‌های شالی به درازای جادۀ ابریشم از مهستی شاهرخی و فرهنگ فشردۀ لغات چینی به انگلیسی برای عشاق از شیائولو گوئو را با تکیه بر نظریۀ «فرودست» از «گایاتری چاکراورتی اسپیوک» تحلیل و بررسی کند. در این پژوهش که با روش توصیفی­ـ تحلیلی و رویکرد پسااستعماری صورت گرفته است، هر دو رمان یادشده براساس مؤلفه‌های زبان، دیگری در حاشیه، اروپامحوری، مردسالاری و نادیده­گرفتن عاملیت زنانه، فرودستی و عدم امکان بیان زن، نیاز به مرد، نیاز به تشکیل خانواده و موقعیت اجتماعی­ـ اقتصادی، تطبیق و مصداق‌یابی شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد هر دو زن در کشور مقصد و در رابطۀ عاشقانه­شان نادیده گرفته می‌شوند و اعتمادبه‌نفسشان کاهش می‌یابد. آن‌ها جایگاه مناسبی نمی‌یابند و در اجتماع پذیرفته نمی‌شوند و تفاوتشان با سایرین همواره درجهت تثبیت فرودستی به ایشان القا می‌شود. کتایون و تسوانگ با وجود ترغیب توسط معشوق برای زندگی به سبک اروپایی و گاه گردن‌نهادن به این توصیه‌ها، همچنان «دیگری» می‌مانند؛ دیگری‌هایی که حتی توان و صدایی برای ابراز خود ندارند. با اینکه هر دو حداقل در رابطۀ عاشقانۀ‌شان سعی می‌کنند نظراتشان را مطرح کنند؛ اما این مسئله تغییری در شرایط و برخورد دیگران ایجاد نمی‌کند. درنهایت هیچ‌کدام کاملاً موفق نمی‌شوند. آن‌ها در بهترین حالت توانسته‌اند این را بیان کنند که چگونه فرودست فرصت و امکانی برای گفتن و شنیده‌شدن ندارد. حتی اگر در مورد جایگاه و شرایطش آگاهی کسب کرده باشد و برای آن تلاش کند، دغدغه‌های زن فرودست از نظر­ـ حداقل­ـ نظام امپریالیست و اجتماع مردسالار چندان ارزشی ندارد.