قاعده کاهی و غرابت قاموسی در غزلیات بیدل دهلوی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
2 دانشجود دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
doi
10.22111/jsr.2015.2204چکیده
در سبک شناسی آثار ادبی، توجه به ساختار شعر و مسایل زبانی،خواننده را به نتیجه ای مطلوب در شناخت، فهم و تفسیرِ محتوا و اندیشۀ سخنوری، رهنمون می شود.یکی از مسایل نوین زبان شناسی در حوزۀ نقد متون ادبی ،واکاوی انحراف از نُرم و عدول از هنجارهای زبانی در دو حوزۀ «واژه افزایی» و «تغییر طبقۀ نقشی» است که در کلام هنرمندان صاحب سبک و نوآور، بسامد چشمگیری دارد.بیدل از آن دسته شاعرانی است که با تأکید بر ابهام در شعر و پذیرش ساختارهای نوگرایانۀ سبک هندی، واژه های تازه ای را برای غنی سازی زبان، ارائه داده است.در این پژوهش، نخست گسترۀ هر یک از مباحث قاعده کاهی قاموسی، تبیین شده و پس از آن با ارائۀ نمونه هایی از شعر بیدل،گسترۀ بهره مندی وی از این شگردهای به روش کتابخانه ای به شیوه ی توصیفی- تحلیلی متن غزلیات بیدل دهلوی نشان داده می شود.