درآمدی بر الگوی رشد انسان براساس مفهومشناسی تحولی نسبت عقل و قلب تعالیم قرآن کریم
نویسندگان
1 دانش آموخته فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران؛
2 گروه علوم تربیتی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22034/iued.2020.99810.1424چکیده
ارتباط ساحتهای عاطفی و شناختی انسان همواره یکی از پرسشهای مهم در حوزهی انسانشناسی بوده است. در بخش اول این مقاله دو مفهوم عقل و قلب-به مثابه دو مفهوم محوری در انسانشناسی تحولی اسلامی- به ترتیب براساس انگارهی «ربط» و «وحدت» توضیح داده شدهاند. در بخش دوم مقاله سه نسبت «ظرفیت» «برابری» و «فعالیت» در رابطهی بین عقل و قلب تحلیل شده است. در پایان، با بررسی حالات قلب، یک رابطه چرخشی-صعودی در محور حیات قلب و یک رابطه چرخشی-نزولی در محور ممات قلب بر اساس نقش عقلانیت و جهلانیت تبیین شده است که بر اساس آن روشن میشود که چگونه درجات متعالیتر در حالات قلب متضمن ظهور سطح بالاتری از عقلانیت میباشد و بالعکس. بنابراین شدت تعقل به مثابه برقرار کننده «ربط» شدیدتر بین باورهای و واقعیت از سویی و انقیاد عواطف و عمل در شناختها از سوی دیگر منجر به ارتقاء مرتبه قلب خواهد شد. علاوه بر این به هم پیوستگی میان حالات قلبی و مراتب عقلانیت در انگاره اسلامی حاکی از آن است که شناخت و عمل به شناخت، در انقیاد حالات عاطفی انسان قرار دارد.