مطالعه تطبیقی سیاستهای اقتصادی دولتهای رفسنجانی و احمدینژاد و پیامدهای آن در عرصه توسعه سیاسی و اجتماعی کشور
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی – جامعهشناسی سیاسی، پردیس علوم و تحقیقات فارس، دانشگاه آزاد اسلامی، فارس، ایران
3 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی – جامعهشناسی سیاسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2025.501476.4218چکیده
هدف این مقاله مطالعه تطبیقی سیاستهای اقتصادی دولتهای رفسنجانی و احمدینژاد و پیامدهای آن در عرصه توسعه سیاسی و اجتماعی کشور میباشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای، اسناد و قوانین مرتبط با استفاده از روش فیشبردای بوده است. در پاسخ به این سؤال که سیاستهای اقتصادی دولتهای رفسنجانی و احمدینژاد چگونه بوده است؟ و پیامدهای آن در عرصه توسعه سیاسی و اجتماعی کشور کداماند؟ نتایج نشان داد که دولت هاشمی رفسنجانی، با شعار و هدف بازسازی و توسعه روی کارآمد، ولی پس از اجرای اقداماتی در عرصه اقتصاد، فرهنگ و،... تغییرات قابلتوجهی در حوزه ساخت اقتصادی، اجتماعی و متعاقب آن ساخت سیاسی به وجود آمدکه ازجمله آنها میتوان به تضرر اقشار پایین جامعه و در پی آن باعث تضعیف وجوه پوپولیستی، بهکارگیری تکنوکراتها در دولت، توزیع نسبی قدرت اقتصادی، رشد و نوسازی جامعه در برخی از زمینهها، گسترش کمی و کیفی طبقه متوسط جدیددر جامعه، افزایش فشار اقتصادی بر طبقات پایین و نارضایتی آنان و توسعه و نوسازی اقتصادی و گسترش طبقه متوسط جدید اشاره کرد و همچنین دولت احمدینژاد نیز که از درون بستری اقتصادی و با شعار برقراری عدالت و بهواسطه حمایت اقشار پایین جامعه روی کارآمد، اقدام به اتخاذ سیاستهای در عرصه اقتصاد کرد که باعث ایجاد سیاستهای توزیعی و در عرصه خارجی، توسعه و گسترش روابط اقتصادی با کشورهای جهان سوم، ایجاد تغییراتی در قراردادهای اجتماعی (یا همانکارکرد توزیعی) میان خودو طبقات اجتماعی، رابطه بین ارتش، اقتصاد و سیاست، غیر یکپارچه شدن دولت وتبدیل دولت اصولگرا به یک دولت غیر یکپارچه شد.