واکاوی جامعه شناختیِ گرایش به کُنش انقلابی و طردگرایی در عصیان سروده های عبداللّه پَشیو و مُفدی زکریا

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22077/islah.2023.5720.1160
چکیده

عبداللّه پَشیو و مُفدی زکریا از شعرای معاصر هستند که دوران حیاتشان همزمان با سیطرۀ رژیم بعث بر کردستان عراق و استعمار الجزائر توسّط دولت فرانسه بوده است. در چنین شرایطی، دو شاعر به­عنوان شعرای متعهّد، سروده­های خود را به آینۀ بازنمایی رنج­های مردم استعمارشدۀ کُرد و عرب تبدیل کرده­اند و با تأکید بر لزوم استعمارزدایی، انقلاب را تنها گریزگاه رهایی از چنگال استعمار و اشغالگری می­شمارند. در پس­زمینۀ گرایش دو شاعر به انقلاب، علاوه بر رنج­بردن از اِشغال سرزمین و احساس حقارت و سرخوردگی ناشی از آن، عواملی همچون محرومیّت، آسیمیله­کردن مردمِ استعمارزده و ارتکاب جنایات وجود دارد که پَشیو و مُفدی را به سوی طردگرایی و کُنش انقلابی سوق داده است. از آن­رو که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی عوامل گرایش پَشیو و مُفدی به کنش انقلابی نپرداخته است، نگارنده بر آن است تا به بررسی تطبیقی این پدیده در اشعار دو شاعر بپردازد. مسئلۀ بنیادین پژوهش حاضر این است که عوامل زمینه­سازِ کُنش انقلابی، چگونه و در چه قالب­هایی در سروده­های دو شاعر، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است. جهت بررسی این مسئله، نگارنده از روش  تحلیلی و تطبیقی مُبتنی بر بررسیِ جامعه­شناختی بُن­مایه­های سروده­هایِ دو شاعر بهره گرفته­­ است. وجود عوامل زمینه­ایِ نشأت­گرفته از هژمونی استعمارگر و اشغالگر، دو شاعر را به طردگرایی و رویکرد انقلابی واداشته است. دامنۀ اشعار انقلابی مُفدی بسیار وسیع­تر از اشعار پَشیو است؛ امّا سروده­های پَشیو، اِلقاکنندۀ خشمی فراگیرتر است که گاه با کاربرد الفاظ رکیک و آتشفشانی از خشم و نفرت آمیخته می­شود.