تحلیل روایی عنصر زمان در حکایتی از مثنوی «محیط اعظم» بیدل دهلوی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22111/jsr.2015.2032چکیده
در پژوهش حاضر یکی از حکایتهای حالت محور مثنوی «محیط اعظم» سروده ی بیدل دهلوی تحلیل و واکاوی شده است. در جریان این بررسی با تمرکز بر عنصر زمان جنبههایی همچون کانونسازی، ترتیب کارکردها، نشانههای حضور راوی ، سرعت روایت،نقاط تحیرروایی و... بر مبنای آموزههای روایتشناسان ساختگرا از جملهژرار ژنت،رولان بارت و جرالد پرینس، بررسی شده است. با توجه به اینکه مثنویهای بیدل تاکنون حوزهای تقریباً نامکشوف برای پژوهشهای روایی بوده است، یکی از اهداف اولیه ی این پژوهش معرفی و شناسایی ارزشهای ویژه ی روایتپردازی بیدل در مثنویهای اوست. پرسش اساسی این پژوهش آن است که روایتگری بیدل تا چه میزان دقیق، هدفمند و در خدمت اندیشه ی اوست؟ و وی چه تمهیداتی برای پاسخ به پرسشهای احتمالی مخاطب درجهت رسیدن به خوانش حداکثری اندیشیده است؟ نتایج این بررسی در چشماندازی کلینشانگر این واقعیت است که بیدل در مثنویهایش سبکی دیگرگونه و شگردهای روایت گری قابل تأملی اختیار کرده است و به ویژه در حکایت مزبور گرانیگاه روایت وی عنصر زمان است که در انطباق آشکاری با مفاهیم عرفانی و فلسفی وی است.